تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
اورام ساير اعضا چه اين عضو معدن تولد سنگ و سخت گوشت واقع است . پس طبيعت آن به تحليل لطيف مواد و تعقيد كثيف آن را به غايت قابل باشد و به اندك مددى آن فعل به ظهور رساند و به موانع قويه از آن بازايستد . پس هر چه مواد را افسرده و كثيف گرداند به كيفيت و خاصيت حتى المقدور استعمال آن نشايد كرد چنانچه اطباى پيشين در اين باب آن قدر احتياط فرموده‌اند كه آب سرد را در ديگر اورام در حين غليان حرارت اندكى نوشيدن تجويز كرده‌اند به خلاف اينجا كه جز به مزيدن قطرههايى كه از كوزهء نو تراود رخصت نداده‌اند . و آن نيز به شرطى كه به غايت سرد نباشد و استعمال ادويهء حارهء محلل اجزاى لطيف و باردهء مجمد را از داخل و خارج نيز بر اين قياس بايد نمود و قوانين مراعات اوقات مرض و تنقيهها و استعمال غذا و دوا از داخل و خارج مناسب هر خلطى و لايق هر شخصى همان نوع است كه سابق در ورم معده و جگر و غيره بيان يافته . بالجمله در تعديل قوام و مزاج اين ماده و اصلاح ورم از هشت نهج رعايت بايد كرد : اول آن كه مدرات قويه مادام كه به تنقيه بقاياى ريم قرحه احتياج نيفتد هرگز ندهند و خصوصاً در ابتداى ورم بنا بر تحريك مواد و ايصال آن به محل مرض و وصول ضرر از قيام هر لحظه براى نقاى بول . و اين مضرت از دو حال بيرون نيست اولًا احداث سنگ به سبب اخراج مواد رقيق و بقاى غليظ و ثانياً منجر شدن به صلابت و در كم دادن آب نيز اين مصلحت مرعى بود . دوم آن كه مسهلى قوى اصلا استعمال ننمايند جهت وقوع سدهء قوى و تحريك دوا اخلاط را به سختى تمام و مايل ساختن آن از اعالى بدن به اسافل و حدت و گرمى دوا و جملهء اين حالات بدين مرض مضر بود . سوم آنكه چيزهاى سخت گرم و تيز طعم و ترش يا شور مطلقا دور دارند جهت بد ساختن آنها كيفيت ماده سبب ورم را . چهارم آنكه در تنقيه به قى جهت منافع مذكوره قبل از اين مبالغه كنند . پنجم آنكه از حركت عنيفهء جماع و غيره كه كوفتى به محل رساند به غايت محترز باشند . ششم آنكه در جذب مواد ورم به جانب مخالف و تحليل بقيهء آن ملازمت حقنه نمايند جهت قرب محل رسيدن اثر دوا بيانكسار قوت آن ليكن در ورم حار مطلقا بعد فصد اين تدابير كنند . هفتم آن كه پيوسته شكم را نرم دارند به اشربه و اغذيهء لائقه جهت دفع مزاحمت ثقل روده به كليه و تقليل مواد زايده مضره و امالهء مادهء مرض به جانب امعا . هشتم آنكه استعمال ضمادات و نطولات و آبزنها و طلاها و اغذيه و اشربه هر چه در آن كيفيت قويه بالفعل يا بالطبع باشد از آن بپرهيزند و غايت اعتدال مرعى دارند چندان كه از صلب شدن ورم ايمن شوند . و چون كليه را با مثانه اشتراك بسيار است و اكثر تدابير هر يكى تدبير ديگرى بود تفصيل اين علاج و تعيين اغذيه و اشربه و ادويه را از مبحث ورم مثانه نيز استخراج بايد كرد و جمله را با قوانين تدابير اورام داخلى مذكورهء سابق مخلوط كردن افضل دانند .

علاج ورم حار گرده

فصد باسليق از جانب ورم كنند و در آن تأخير روا ندارند و لعاب اسپغول و لعاب بهدانه و شيرهء عناب و مانند آن با شربت بنفشه بدهند و آرد جو و عنب الثعلب و صندل و تخم كاسنى ساييده در آب عنب الثعلب سبز و آب كاسنى سبز و يا آب گشنيز سبز آميخته ضماد كنند و ماليدن روغن گل و روغن بنفشه با موم نيز مفيد بود . و يا عناب پنج دانه گل بنفشه شش ماشه در عرق عنب الثعلب جوشانيده گلقند ماليده صاف كرده بنوشند و روغن گل نيم گرم بمالند . و يا بعد فصد عناب پنج دانه بهدانه سه ماشه جوشانيده شيرهء خيارين شش ماشه شربت بنفشه دو توله خاكشى پنج ماشه داخل كرده بدهند و روز دوم گل نيلوفر چهار ماشه افزايند . و اگر با درد تمام پاى جانب ورم و درد خصيتين باشد بعد فصد بهر تسكين گل خطمى سه ماشه عنب الثعلب چهار ماشه در عرق عنب الثعلب جوشانيده شربت بزورى دو توله بدهند . و يا لعاب بهدانه سه ماشه شيرهء خارخسك نه ماشه در آب برآورده نبات داخل كرده بنوشند بعده اگر از شدت درد به موضع آن برآمدگى معلوم شود عنب الثعلب گل بنفشه گل خطمى اكليل الملك هر يك پنج ماشه آرد جو يك توله در آب مكوه سبز ساييده نيم گرم ضماد سازند و تبريد را اندكى نيم گرم نموده بنوشند و روغن گل به جاى درد ماليده از پنبهء كهنه بندند . بالجمله اگر حاجت تنقيه بود بعد از نضج از مسهل صفرا تنقيه كنند و براى رفع قبض تليين به مغز فلوس خصوص به آب عنب الثعلب و كاسنى و روغن بادام و يا به آب انارين و شيرخشت و يا به مطبوخ هليله مناسب بود . و يا روز اول گلقند عرق مكوه عرق شاهتره گلاب و دوم روز بهدانه گل خطمى هر يك سه ماشه به عرق شاهتره ده دام جوشانيده شيرهء تخم خرفه شش ماشه شيرهء مغز تخم هندوانه شش ماشه شربت نيلوفر يا شربت بنفشه دو توله اسپغول شش ماشه پاشيده بدهند و روز چهارم منضج عناب پنج دانه گل خطمى سه
اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 427 | محمد اعظم خان ( ناظم جهان )