چهار دانگ سائيده ذرور كردن قلاع بلغمى مزمن و قلاع سوداوى تازه را سود دارد .
و نمك سوده به عسل سرشته در دهن طلا كردن قلاع سفيد را سودمند است .
و بعده مضمضه به آبكامه و سكنجبين بزورى نافع و كبابه و عاقرقرحا و سعد و زعفران و فلفل برابر در دهان پاشيدن مفيد .
اطباى هند گويند كه براى انچهر يعنى قلاع شديد نيله تهوتهه بسوزند كه سفيد شود نرم سوده به قدر يك سُرخ بپاشند .
و آبى كه جارى شود دهن پائين دارند تا بريزد .
و اگر خواهند بيره پان بخورند و يا چكهرى گجراتى كه سفيد باشد سوده بر انچهر بمالند و دهن گشاده دارند تا رطوبت بيرون آيد .
و ايضاً براى جوششهاى دهان و زبان كه به هندى جهارد نامند زاج سفيد هفت ماشه مرداسنگ كات هندى هر يك دو ماشه طباشير سه ماشه نرم سوده قدرى بر زبان بمالند .
و زبان را از دهان برآورند آب و رطوبت لزج بسيار از آن دفع گردد .
پس دهن را بشويند و قدرى كات سفيد نرم سوده بر آن پاشند جهت رفع سوزش و بدمزگى آن در چند مرتبه كه چنين كنند شفا يابند مجرب است .
و مغز كرنجوه و نمك سنگ به آب ليمو سائيده بر زبان ماليدن نيز به مرض انچهر نافع است .
و اگر قلاع را از برگ بيدانجير يا تورئى خراشيده طباشير كتهه سفيد كبابه چينى سنگ جراحت الايچى سرخ تواكهير شوره قلمى برابر كوفته بيخته بمالند .
جهت قلاع شديد كه مثل خارها بر زبان ميرسد و اهل دكن آن را انچهر مينامند نفع عجيب مىبخشد و معمول و مجرب است .
علاج قلاع سوداوى
اگر ماده آن سوداوى طبيعى باشد و اين كمتر افتد و رداءت اقل دارد .
علاجش به علاج قلاع بلغمى نمايند مع زيادت ترطيب .
و اگر سوداوى احتراقى باشد و اين بيشتر و ردىتر بود تدبيرش به علاج قلاع دموى و صفراوى كنند مع زيادت ترطيب .
بالجمله در اين قلاع عنايت به ترطيب بيشتر مرعى دارند .
و بعد از نضج ماده منضج سودا از مسهل سودا تنقيه كنند .
و يا مطبوخ بادرنجبويه و گاو زبان و اصل السوس يا شكر بدهند .
و به مزوّره نخود و شعير به مغز بادام يا به لحوم فاضله اگر تب نباشد غذا سازند .
بعده به مطبوخ افتيمون و حب آن تنقيه نمايند .
و معجون نجاح و ماء الجبن و عرق شير دهند .
و مغز ساق گاو و يا مغز ساق گوزن يا پيه بطّ و روغن بنفشه و روغن بادام به مرّات متواليه .
يا مسكه تازه بمالند تا جلد نرم شود و سياهى بر طرف گردد .
و بعد از آن هر روز چند بار بخائيدن برگ حنا امر كنند .
پس از آن به سركه كه در آن گشنيز خشك و مازو و پوست انار و گلنار و سماق جوشانيده باشند مضمضه و غرغره نمايند .
و يا به طبيخ سماق و گلسرخ و گشنيز و گلنار و آس و خرنوب و مانند آن از ادويه قابضه به تكرار مضمضه كنند .
و در آخر مرض به آبى كه در آن انجير و شِبت و اكليل الملك و بابونه جوشانيده باشند مضمضه كنند .
شيخ ميفرمايد كه طلا به عسل كه در آن مويز منقى و انيسون مساوى سرشته باشند در اين قسم نافع است .
و اگر در اينجا ورم نيز باشد از آب بادروج يك سكرجه و روغن گل نيم سكرجه و عدس نيم سكرجه و زعفران دو مثقال مرهم ساخته استعمال نمايند .
طبرى گويد كه از اجود ادويه كه من به آن معالجه اين علت ميكنم اشياى قابضه است كه در آن قوت تطفيه باشد .
مثل گل سرخ و گلنار و مازو و پوست انار و مانند آن و اقتصار از اغذيه بر حسوهاى معمول از آرد عدس يا مغز ساق ايل و بقر كه اين تنها آن را زائل مىكند .
و گويند كه برگ زيتون و خاكستر رازيانه در اين نوع مجرب است .
صاحب اقتباس گويد كه بهر تنقيه سودا فصد باسليق يا صافن نمايند .
و به فاصله در دوازده يا پانزده روز منضج و مسهل سودا دهند و يا ماء الجبن نوشانند .
و بعد از تنقيه جهت تعديل اين عرق شير دهند .
شير بُز پنج آثار بسفائج درونج عقربى هر يك يك نيم توله .
گل سرخ پنج توله خُبّه نيم آثار برگ گاو زبان ابريشم خام هر يك هفت توله .
تخم شاهتره و بادرنجبويه هر يك نُه توله گشنيز خشك دو نيم آثار نبات سه پاؤ آب كدو آب ليمو شربتى هر يك يك آثار گل نيلوفر نيم آثار آب خيار و تربز هر يك سه نيم پاؤ شب خيسانيده صبح پنج شيشه عرق كشند .
شربتى از نه توله تا بِست توله با تخم شربتى يا تخم شاهتره و يا تخم بادرنجبويه هفت ماشه غذا آنچه در ماليخوليا نوشته شد بدهند .
و اين ذرور از مجربات است : پوست مغيلان كزمازج نوفل شاخ گوزن مازو هر يك سوخته گل كرنه و سيوتى و سدا گلاب هيلبوا گل نيب گاو زبان طباشير زهر مهره حضض هر يك چهار ماشه كافور دو ماشه نافع بلا تخلّف است .
و كذا برگ زيتون سه توله شبّ يمانى قلقطار هر يك پنج ماشه پاؤ بالا ايرسا سُعد هر يك سه ماشه و نيم زعفران كبابه هر واحد يك ماشه و يك سُرخ مجرب .
و گل بنفشه چوب چينى هر يك شش ماشه عناب پنج عدد صندل سرخ چهار ماشه برگ تاج خروس يك توله .
جوش داده صاف كرده غرغره نمودن نافع جوشش دهن و مرى و بثور سوداوى كه از ارتفاع ابخره معده باشد و تأليف علوى خان و مجرب النفع است .
و لوده گِل ارمنى فلفل سياه هر كدام چهار ماشه شبّ يمانى سه ماشه توتياى سبز دو ماشه باريك كوفته صبح و شام بر زبان بمالند .
و سر فرو دارند تا رطوبت بيرون آيد براى قلاع مزمن در دو بار كفايت مىكند .
و قلاع بلغمى را در يك بار كافى است .
و اگر بعد از آن حرارت محسوس شود از هفت درم تخم كاسنى شيره گرفته بنوشند .
جرجانى گويد كه براى قلاع سوداوى كهنه زرنيخ سرخ عاقرقرحا شبّ يمانى