تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكسير اعظم ( فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
زياده شود و گاهى اين گوشت را به آهن قطع مىكنند و سالم‌تر آن است كه از خراشيدن رشته و علاج به مرهم مذكور شد . و اما ادويه حاده اكاله را بر آن نگذارند زيرا كه گاهى مزاج دماغ گرم مىشود و حجب دماغ ورم مىكند و گاهى سده از تنگى مجرى در خلقت حادث مىشود پس دائم به أدنى شىء نازل مسدود ميگردد مگر آنكه شىء سائل بسيار رقيق باشد و علاج آن تنقيه دماغ و استعمال تحنك يا ايارج نمايند اگر مزاج آن احتمال كند و از اغذيه غليظه البته پرهيز كنند و از جماع بعد خوردن طعام حذر كنند و به استفراغ در اوقات محمود تعاهد نمايند و سده بينى كه به اطفال از رطوبت غليظه متولد از شير غليظ عارض شود علاجش اصلاح شير مرضعه و پرهيز او از اغذيهء مغلظه و ريختن آب گرم و انكباب به بخار آن و ماليدن سر او به خرقه خشن است و قبل از اين تدابير عطسه آوردن و بر سر او روغن ماليدن جائز نيست .

خنان

و آن مرضى است كه بينى را عارض مىشود و از آن در آواز انسان خنخنه ظاهر مىگردد و به سبب او كلام متبين نمىشود و اين غير غنه معروف است . گويند كه سببش ورم لوزتين و يا لهات است و ليكن بيشتر از خون و صفرا افتد و علامتش اين است كه كلام مفهوم نشود و چون آب بنوشد از راه بينى بيرون آيد و خنانيت بسيار بود و چشم‌ها سرخ پر از اشك برخاسته باشد با درد سر شديد و يا خفيف .

علاج :

اول در هر دو نوع رگ سررو گشايند و از آب كشنيز سبز و مكوه و كاسنى و كاهو تنها و يا حضض حل كرده غرغره نمايند . و اگر از اين چيزها سبز به هم نرسد شيرهء انها گرفته يا نقوع يا مطبوخ ساخته به كار برند و پوست انار ولايتى و مازو و نمك اندرانى برابر سوده به انگشت شهادت آلوده بر ورم رسانند در روزى ده دوازده بار و يا نوشادر و چنياى خشك و پوست انار ولايتى هر يك سه ماشه به دستور به كار برند و مازو به آب حنايا انار خام جوش كرده غرغره نمايند كه نفع عظيم دارد . و اگر از اين تدبير صحت نشود مسهل صفرا به عمل آرند از اعلى يا اسفل و عطسه آوردن در اين باب اثر عظيم دارد و تدبير خفيف از بواسير انف به كار برند . و به قول جالينوس از معالجات او آن است كه مازو مسحوق را در آب انار شيرين چندان كه بپوشد بجوشانند تا آب جذب شود بعده خشك كنند و نصف او كندر انزروت آميزند و مرتبهء ديگر به آب انار كه در آن مازو جوشانيده باشند بسرشند و به طريق سعوط و غرغره چند روز استعمال نمايند . و ايضا تنكار به موم و روغن در بينى چكانند و تا به شدن آن مدام استعمال كنند . و اگر اين مرض از بودن سوراخ در كام به سبب مرض آتشك يا نزلهء حاد عارض شود علاجش در امراض حنك خواهد آمد .

ديدان انف

سببش رطوبت متعفنه در مقدم دماغ است نشانش مكه در مقدم دماغ در بعض اوقات است و خروج او در مخاط .

علاج :

بعد نضج مادهء تنقيه به مسهل و حبوب و ايارجات و به معطسات مثل كندش و شونيز كنند و تناول اشياى مرطبه ترك نمايند و به ادويه قاتل كرم مثل شيح و قسط و مر و قنبيل و آب برگ شفتالو سعوط نمايند و برگ شفتالو سائيده در بينى ايام متوالى نفوخ كردن مجرب است . و بالجمله هر چه در علاج صداع دودى و كرم گوش مسطور شد به عمل آرند .

انتفاخ انف

گاه در بينى اطفال انتفاخ به حدى عارض مىشود كه غليظ و سطبر مىگردد و وجع مىنمايد و طفل بىآرام و سكون مىباشد .

علاج :

ملاحظه نمايند اگر در آن چيزى به غدهء صلب باشد در علاج آن تساهل ننمايند چه اكثر به ورم كثير الارجل منجر مىگردد پس بايد كه مرضعهء او را پرهيز و اصلاح غذا و شير او نمايند . و اگر حاجت استفراغ باشد تنقيه سازند و در منخرين طفل به قدر يك حبه خردل سوده و در پنبه پيچيده بگذارند تا آنكه آن را بخراشد بعده علاج او به مرهم نمايند . و اگر به سبب صلابت احتياج خراش او به حديد باشد به آهن بخراشد .

انقباض انف

گاه انقباض و كشيدگى در منخرين اطفال عارض گردد و چون تنفس نمايند بهم آيند و اكثر اين مرض از فساد مزاج دماغ ايشان بهم ميرسد .

علاج :

شير مرضعه بر سر طفل قطور نمايند و شير تازه دوشيده منجمد با نفخه بر سر او گذارند و برگ اسپغول بالاى آن بگذارند و در بينى او روغن بنفشه چكانند و سر او به آبى كه در آن خشخاش جوشانيده باشند بشويند و به مرضعه او ماء الشعير دهند و پرهيز از اغذيه غير موانفه حاره فرمايند

خاتمة الطبع

شكر به درگاه حكيم مطلق كه به تاييد بىمنتهايش جلد اول اكسير اعظم از افادات زبدهء اطباى متقدمين و متأخرين حكيم محمد اعظم خان المخاطب به ناظم جهان به مطبع منشى نولكشور واقع لكهنو طبع شد .