حرف الكاف مع النون
كندر :
لغت عربى است و گويند فارسى و بيونانى قينوطيسرون و لبيانو 976 كه معرب آن لبان است و بسريانى لبانون و برومى سيغروس 977 نامند و در انگريزى بنج من و بهندى كندر و گوند نامند و بعضى ساليكا گويند
كندر رومى :
مصطگى است
كندر و كاچورا :
قشار كندر است
كنچن :
ذهب است
كندش :
به عربى عود العطاش و بفرنگى اوسيطر 978 و طم و به فارسى بيخ كاوزان و كندشه نامند و بهندى چوك 979
گنجا و كنج :
عين الديك 980 است يعنى گهونگچى
كندگل :
راى بيل است
كنكول :
دانهايست مشابه فلفل لهذا مرچ كنكول گويند
كنول :
بشنين و قاتل النحل است
كنول نيلى :
نيلوفر است
كنگهى :
كه به فارسى درخت شانه گويند بقول بعضى مشط الغول است
گندراج و گندهيل و گندهيس و گندبيل و كنتول :
اذخر است
كنكهجوره :
اربع اربعين است
گندمار 981
:
برنجاسف 982 است
گندهر :
قسمى از بقله يمانيه است
كنكر :
حصاة است
گندم :
حنطه است
گندم ديوانه :
شيلم است