بر « ترياق برشعثا » و « فلونيا » و « حبّ نشاط » ، بسيار نفع مىدهد .
فايدهء 2 : چند قانون كلى در تجويز ادويه :
اول : معالجات مذكوره و اوزان ادويه ، براى انسان بعد از بلوغ تا شيخوخت است ؛ امّا در كودكان ، اوزان را بايد يك سوم يا كمتر نمود .
دوم : در شيرخواران ، اصلاح شير مرضعه ضرورت دارد ؛ خاصه كه به غير از شير ، غذائى ديگر نخورد .
سوم : ادويهاى كه براى شيرخواران تجويز مىشود را بايد به مرضعه خورانيد و قدرى هم به شيرخوار بدهند ؛ خصوصا مسهلات لازمه كه بايد به رضيع داد ؛ امّا خون را حتما بايد از مرضعه گرفت و پرهيز هم او بكند .
تبصره : درمانهاى ويژهء قولنج ريحى :
در قولنج ريحى ، لازم است كه در اجزاى شياف ، حقنه و مشروب كه ذكر شدند ، ادويهء « كاسرة الرياح » ؛ مانند زيره ، بابونه ، آويشن - كه به شيرازى ، آيشن گويند - ، افسنتين ، بومادران ، سداب خشك ، ريشهء كبر و امثال اينها باشد . و در ماليدنىها هم ، زيره ، سداب ، سياه دانه و امثال آن را بيفزايند .
تتمه : احتباسات ورميه :
هرگاه از طريق علائمى مانند غلبهء خون - يعنى سرخى در رنگ زبان ، لبها ، چشمها و پرى در عروق دست و صورت و قرمزى در بول ظاهر شود كه پى به غلبهء خون ببريم - يا غير آن گمان به وجود آماس يا ورمى در مواضع احتباس ببريم ، بايد از قيفال يا باسليق بيمار فصد كنيم . و بسا مىشود كه به واسطهء همين فصد ، درد هم ساكن شود و قولنج ، باز شود و بدون فصد ، هيچ بهبودى حاصل نمىشود .
قبل از فصد ، بهتر اين است كه يك دو روز اماله را معمول دارد و سپس يك مسهل مشروب را مصروف داشته و بعد فصد كند . بعد از فصد هم مسهل دوم را در روز بعد از فصد ميل نمايد تا رفع بيمارى شود .