بثور و شش نوع را اورام ناميدهاند به اين نحو كه : جمره ، نفاخات ، جاورسيه و غله را از بثور و فلغمونى ، حمره ، ماشراء ، شرى ، خراج و طاعون را از اورام شمردهاند ؛ امّا اگر دقت كنيم خلافش معلوم مىشود و بهعنوان مثال ، جمره ، كمتر اتفاق مىافتد كه بثره باشد .
قسمت دوم : تفرق اتصالات باطنيه :
آنچه از تفرق اتصالات كه در باطن باشد ، توسط علائم ويژهء هريك قابل تشخيص است :
اگر در عصب باشد و عرضا قطع شده باشد ، بىحسى و بىحركتى اعضاى پائينتر از آن عصب ، علامت آن است . اگر در اغشيه است ، خروج رطوبات يا رياح يا اعضا از آن مواضع ، علامت آن است ؛ مثلا در فتق ، روده « 1 » از موضع فتق خارج مىشود .
در اين مختصر ، به همين قد از ذكر علامات اقتصار نموده و براى تذكره و اطلاع به سهولت ، كافى مىدانيم .
هامش
( 1 ) . گاهى افتادن رودهء اعور - رودهء چهارم - در كيسهء بيضه ، توليد فتق مىكند و اكثر موارد ، علت فتق همين است . مفرّح القلوب ، تأليف حكيم ارزانى ، بحث تشريح رودهء اعور . م .