غذا « 1 » و آب مشروب « 2 » است كه اينها هم برحسب عادات و قوت و ضعف قواى متصرفه در غذا ، كمال اختلاف را دارد كه به هيچ قسم قابل يك دستهبندى كلى و منظم نيست ؛ ولى ما به اغلب و اكثر آنها كه همواره اتفاق مىافتند اشاره مىكنيم :
اول : پرنوشى و پرخورى .
دوم : نياشاميدن نوشيدنى كه موجب گوارش غذا باشد .
سوم : صرف نوشيدنىها در بين غذا خوردن يا بلافاصله بعد از غذا .
چهارم : جمع نمودن غذاها با ميوههاى مفسد « 3 » اغذيه .
پنجم : جمع نمودن غذاهاى صرف با غذاهاى دوائيّه ؛ يعنى وارد ساختن ميوهها و سبزىجات بر اغذيه . ناگفته نماند كه صرف ميوه و سبزىها باغذيه ، برحسب نوع مزاجها و ميوهها ، عوارض گوناگونى دارد : بعضى در هر معدهاى مفسد است ؛ مثلا هلو ، شليل ، آلوچه ، هندوانه ، خيار ، خربزه و امثال آنها كه آنها را اگر بر روى غذا صرف كنند ، در هر معدهيى مفسد غذاست و اگر هم تفاوتى باشد برحسب قوت و ضعف حرارت معده يا برحسب قلت و كثرت و مقدار آنها و آشاميدن است . بعضى مصلح واقع مىشوند ؛ مثل انارين يا نارنگى و كاهو با سكنجبين و امثال آن ؛ خاصه در معدههاى حارّه .
ششم : تداخل اغذيه ؛ يعنى اينكه هنوز غذاى قبلى از معده پائين نرفته ،
هامش
( 1 ) . مثل غذايى كه مانده شده و فاسد شده است و يا دير هضم است مثل تخممرغ كه اگر وارد معدهء ضعيف شود ، هضم نمىشود و همانطور مىماند و فاسد مىشود . م .
( 2 ) . آب بد جوهر ، مثل آبهاى معادن كه گنديده و بدبو هستند و لذا باعث فساد غذا در معده هستند . م .
( 3 ) . برخى ميوهها هستند كه زود هضم مىشوند - و البته غالبا چنين هستند - كه اگر اينها را با اغذيهء دير هضم بخورند ، اين ميوهها در معده زياد مىمانند و لذا فاسد مىشوند . و نيز گاهى هست كه معدهيى پر حرارت باشد كه چنين معدهيى ، ميوههائى را كه لطيف هستند زود مىسوزاند و فاسد مىكند كه اينها خود موجب افساد غذا هستند . م .