و نام مولود را ببرد پس ذبح بكند و به روايتى مىگويد أَسْتَعِيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ و ربع گوسفند را براى قابله بدهد و اگر قابله نباشد مىدهد به مادرش كه به هر كس بخواهد بدهد و اگر قابله يهودى باشد و ذبيحه مسلمان را نخورد ربع قيمت گوسفند را به او دهند و باقى را طبخ مىكنيد و در روايتى است كه استخوان آن را نشكند و در روايتى رخصت شكستن هم هست و بهتر چيزى كه عقيقه را به آن پزند آب و نمك است و ده نفر از مسلمين مىخوراند و اگر زياده بايد افضل است و پدر هم مىخورد از آن و در روايتى است كه پدر و احدى از عيال از آن نخورند و در روايتى است كه همهكس مىخورند از عقيقه مگر مادر پس چنان معلوم مىشود كه براى پدر و عيال مكروه است خوردن چرا كه صدقه است و نيك است كه به غير شيعه نخورانند و اگر مولود روز هفتم پيش از ظهر بميرد عقيقه ندارد و اگر بعد از ظهر بميرد عقيقه مىكند اين هم مجملى بود از امر عقيقه كه بمناسبت ذكر شد
باب دهم در شانه كردن و عطر به كار بردن
[ شانه ]
بدان كه شانه كردن سنّت است و علاوه بر سنّت بودن زينت و نظافت و جمالست