تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية الشفاء — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
غريزى از بهر آنكه غذا نيابد كه آن را هضم كند بر وى باخلاط تن آرد چه طبيعت از كار فروبايستد بدين سبب بخارهاى برخيزد و روح از ان بخار تيره شود و گرم گردد حمى يوم تولد كند علامت آنست كه نبض صغير و ضعيف و صلب گردد علاج اندر آبزن نشيند و چون از آبزن برآيد روغن مالند و غذا حسوى بايد داد از كشك جو و اسفاناخ ماكوك على الجمله حسوى سرد و تر اندكى خورد تا اين حسو هضم شود و بتدريج با سفيدباج و شور به او كوفته و ديگر غذاها استعمال نمايند -

اندر حمى يوم كه از تشنگى تولد كند

همبرين طريق كه حمى يوم از گرسنگى تولد كند از تشنگى نيز كند و از ان اولى است از بهر آنكه بخارها از نايافتن آب و گذشتن بخارها تولد كند زيرا كه تصاعد بخارها گرم و سوزان شود علاج اندك‌اندك آب سرد خورند مضمضه و غرغره كند پس از ان جرعه خوردن آغاز كنند و شربت آب ميوها خاصة آب انار ترش و آب خيار ترش و امرود چينى و بحر آبادى و اگر تواند كه اندر آب سرد غسل كند بايد كرد كه نافع باشد پس بتدبير خواب آسايش مشغول شوند و غذا آنچه خورد سرد و تر بهتر باشد هو الشافى بلطفه -

اندر حمى يوم كه از شراب تولد كند

علاج اين تب علاج خمار باشد آب انار و شراب غوره سرد كرده موافق‌ترين چيزهاست ماليدن اطراف و خواب سودمند باشد و اگر درد سرى باشد طبع را نرم با آب فواكه نرم بايد داشت يا از فصد كردن يا از قى و چون تپ در انحطاط افتد اندر گرمابه شوند و آب جوش نيمگرم بسيار بر سر ريزند و غذا از درّاج و تيهو و چوزه و مرغ خانگى چنان كه به آب غوره يا ناردانگ يا زرشك پخته باشد احتياط بايد كرد -

اندر حمى يوم كه از ناگواريدن طعام تولد كند

بسيار باشد كه مردم طعام بيشتر خورد ناگوارد و آروغهاى ترش برآمدن گيرد و اين آروغ بر دوگونه بود يكى