تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
است و گفته‌اند هر دو هرگاه حادث شود آفت در اول نشاء نخاع منع مىكند قوى را كه بوده است تحت آن عضو پس عارض شود استرخائى بدن سواى وجه و اگر عارض شود استرخائى زبان فصد كن رگ را كه تحت زبان است و مهجمه بگير ذقن را و غرغره بكن با خردل و اگر عارض شود آلات صوت را پس قصد كن علاج صدر را و علاج بكن آلهء نفس را و صوت را و اگر عارض شود استرخا ذكر را تدبير كن به تدبير مثانه درين موضع و اعيان آن موضع را مثل قطن و دبر و استعمال كن ادويه باه را و پرهيز كن از شير و پنير و بقول بارده كلها و اگر عارض شود استرخا اطراف را سزاوارست بعد علاج كليتين اين كه كثرت كند بست و گشاد و قبض و تحريك و دلك را پس تحقيق دلك انجح العلاج است و گفته است بقراط استمساك صوت با استرخا رديست و نافع است استرخا را طبيق ورق مصطكى غسولا

جوز القىء

شربا نيز

راوند طويل

يك مثقال خوردن نيز

ملح

با سويق و عسل در كوزه سوختن و ضماد كردن خاكستر او نافع استرخا است

اقاقيا

شربا و ضمادا نيز

دارصينى

نافع است شربا

دوقو

آن تخم جزر برى است شربا نيز

ماء الكبريت

نشستن در آن و نطول كردن نيز

آس

روغن آن مروخا و شربا

رماد حطب الكرم

با سركه و زيت ضمادا نيز

سندروس

شربا و بخورا

فلنجه

شربا و ضمادا بالخاصيه