شربا و مضغا نيز
مويزج
مضمضة و غرغرة و با كندر مضغا
نشادر
با آب مرزنجوش غرغره كردن بالخاصيه دافع لقوه است
به ورق
شربا و غرغرة و دلوكا دافع لقوه است
شونيز
روغن آن شربا و سعوطا و دلوكا دافع لقوه است و در سركه يك شبانروز خيسانيده خشك كرده و سحق كرده سعوط كردن با روغن گل دافع لقوه است و بروغن حبة الخضرا ماليدن بر وجه مريض البته دافع است
زنبق
روغن او قطور كردن در بينى و مخلوط بمرارة كركى نافع است بالخاصيه
صمغ السرو
بسيار مضغ كردن نيز
راتينج
و آن صمغ صنوبر است مضغ كردن دايا نيز
طرفا
تدخينا نيز
ماذريون
شربا و تخم و عصاره آن نيز
سهمانج
بالفارسى بستانافروز شربا با شراب و سعوطا بلبن جاريه نيز
فلنجه
شربا نيز
فجل
اكلا و سعوطا بمائه و دهن او نيز و نصف درهم از تخم آن و جندبيدستر مثله شربا دافع لقوه است و روغن آن با جندبيدستر بالخاصيه نيز
خردل
شربا و مروخا بروغن آن و غرغره طبيخ آن و دلك بر موضع لقوه تا كه سرخ شود دافع لقوه است
حنظل
شحم او مرلقوه مزمنه و حدثيه را شربا دافع لقوه است و سعوطا و شربا و حقنة نيز
موميائى
وزن يك حبه بماء مرزنجوش سعوطا نيز و بروغن بادام تلخ و بروغن زنبق نيز
عنبر
شما و شربا و بخورا و مضغا و سعوطا با روغن بادام مجربست
فاشرا
بيخ آن خوردن و پوست آن تعليق نمودن بر ملقوه بالخاصيه -
ريحان سليمان
و آن شاهسفرم است و شما و شربا نيز
خروع
ده حبه تا بيست حبه خوردن نيز و روغن آن سعوطا و شربا و مروخا نيز بالخاصيه