تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
با معجون ورد خوردن بالخاصيه دافع صرع است و اگر تفاحه از حبهائى او ساخته مصروع بو كند نيز دافع است و در كتاب طلسمات مذكور است قلاده را قلع نكنند با آلت حديد يا نحاس تا صحيح شود فعل او

قرومانا

دو درهم با عسل لعوق كردن و نوشيدن دافع صرع است

حمل

دماغ او با سركه اول ماه و وسط ماه نوشيدن دافع صرع است و خون خشك او خوردن و مغز ساق او با روغن گل بر صدغين و فقرهاى گردن و بر سينه ماليدن نيز

غاليه

شما نيز

لاذن

پنج دانق با سكنجبين عنصلى دافع صرع است

مرارة الضب

با عسل ليسيدن و سعوط كردن دافع صرع است البته

اسطوخودوس

و نوشيدن و به مثل غبار سحق كرده در بينى دميدن دافع صرع است

حندقوقى

تخم او عصارهء او با شهد نوشيدن بقلهء او خوردن و تخم او با روغن بادام سعوط كردن دافع است نيز

اذن الفارة

شربا و عصاره نيز

ترياق فاروق

با طبيخ شعير و نانخواه و كمون دافع نيز

زراوند

مدحرج به آب مر و نوشيدن نيز -

زبرجد

انگشترى ساختن و در گردن آويختن دافع صرع است

حلتيت

با آب مرزنجوش به آب چقندر به وزن يك درهم با سكنجبين خوردن نيز و حب ساخته با موم پوشيده بلع كردن نيز و تعليق او دافع است نيز

خربق ابيض

خوردن نفوخ كردن دافع صرع است و يك درهم ازو و از انيسون نصف درهم و از محموده سدس درهم خوردن نافع است صرع را

مشك

شربا و شما و نفوخا و سعوطا با روغن بادام مجربست

اقحوان

سى روز بيخ او بطبيخ فاوانيا نوشيدن خلاص مىشود مريض
طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 41 | حكيم فريد الدين