تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب فريدى ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
استخوان بناگوش او تعليق كردن در طرف مخالف دافع درد است

رعاد

اگر زنده بر سر مصدوع بگذارند مسكن درد است -

حجر السبج

تعليقا دافع درد است -

سداب

دافع درد است -

فصل فى الادوية المصدّعة

اظفار الطيب

بخورا بالخاصيه درد سرآور است

مر

بوئى او صداع‌آور است مر اصحا را بالخاصيه

قنب

خوردن او و بو كردن او صداع‌آور است

كندر

خوردن او بالخاصيه صداع‌آور است

كبر

بسيار خوردن او درد سرآور است -

كراث الشامى و النبطى و المصرى

خوردن او درد سرآور است -

خردل

خوردن و نوشيدن و بو كردن صداع‌آور است

ترنجان

هميشه خوردن دردآور است -

شبت

بسيار خوردن دردآور است -

فرنجمشك

خوردن درد پيدا كند -

شراب العنب العتيق

شربا صداع‌آور است

كرسنه

خوردن صداع‌آور است - حمام مرق او بسيار شربا صداع‌آور است -

ثوم

بسيار خوردن صداع‌آور است -

مر

خوردن صداع‌آور است

بصل

بسيار خوردن صداع‌آور است -

تمر

بسيار خوردن خشك و تر از آن صداع‌آور است -

زعفران

اگر در طعام يا شراب بسيار انداخته شود مصدع است -

جرجير

يك مثقال ازو صداع‌آور است -

خيرى

اگر اكثار كرده شود بوئى او را مصدع است -

التوت الحلو

كه بسيار خورده شود مستحيل الصفرا و مصدع است

عوسج

ثمره او خوردن مصدع است -

صنوبر

بسيار خوردن مصدع است -

كماة

اگر خورده شود پر مىسازد سر را از بخار غليظ و مصدع -

حلبه مطبوخ

مصدع است

جعدهء جبليه

مصدع مهرور است

ميفختج

شربا براى مهرورين مصدع است -

بزر الكتان

بارها خوردن مصدع است -

حب القلقل

خوردن خصوصا با شراب نقل كردن مصدع است .