استخوان بناگوش او تعليق كردن در طرف مخالف دافع درد است
رعاد
اگر زنده بر سر مصدوع بگذارند مسكن درد است -
حجر السبج
تعليقا دافع درد است -
سداب
دافع درد است -
فصل فى الادوية المصدّعة
اظفار الطيب
بخورا بالخاصيه درد سرآور است
مر
بوئى او صداعآور است مر اصحا را بالخاصيه
قنب
خوردن او و بو كردن او صداعآور است
كندر
خوردن او بالخاصيه صداعآور است
كبر
بسيار خوردن او درد سرآور است -
كراث الشامى و النبطى و المصرى
خوردن او درد سرآور است -
خردل
خوردن و نوشيدن و بو كردن صداعآور است
ترنجان
هميشه خوردن دردآور است -
شبت
بسيار خوردن دردآور است -
فرنجمشك
خوردن درد پيدا كند -
شراب العنب العتيق
شربا صداعآور است
كرسنه
خوردن صداعآور است - حمام مرق او بسيار شربا صداعآور است -
ثوم
بسيار خوردن صداعآور است -
مر
خوردن صداعآور است
بصل
بسيار خوردن صداعآور است -
تمر
بسيار خوردن خشك و تر از آن صداعآور است -
زعفران
اگر در طعام يا شراب بسيار انداخته شود مصدع است -
جرجير
يك مثقال ازو صداعآور است -
خيرى
اگر اكثار كرده شود بوئى او را مصدع است -
التوت الحلو
كه بسيار خورده شود مستحيل الصفرا و مصدع است
عوسج
ثمره او خوردن مصدع است -
صنوبر
بسيار خوردن مصدع است -
كماة
اگر خورده شود پر مىسازد سر را از بخار غليظ و مصدع -
حلبه مطبوخ
مصدع است
جعدهء جبليه
مصدع مهرور است
ميفختج
شربا براى مهرورين مصدع است -
بزر الكتان
بارها خوردن مصدع است -
حب القلقل
خوردن خصوصا با شراب نقل كردن مصدع است .