Skip to main content

طب فريدى ( فارسى ) — Page 112

Contributors:

P.112
با آب مرزنجوش كحلا نيز

حباقا

بعد نضج طعام استفراغ كردن با آن نيز

حب ايارج

استفراغ كردن بعد نضج با آن نيز

حنظل

سعوط كردن شحم او را با آب مرزنجوش مرات بالخاصيه

هليلج

خسته آن با عسل كحلا نيز

مسك

مخلوط با ادويه سبل قوى است فعل آن

قلقطار

كحلا بالخاصيه

زفت

اندكى كحلا

شياف

مجرب شب اندرانى حامض غير اسود و جلنار و عصارهء لحية التيس و ملح اندرانى و ماء الحصرم مجفف شياف كرده معجون بماء السماق نافع است عجيب گفته است جالينوس و رازى كسى كه در چشم او رگهائى كبار است و ممتلى است خون و در بدن او امتلا نيست پس بنوشان شراب صرف را و امر كن خواب طويل را پس خلاصى يابد از سبل گفته است ابن قمرى صاحب سبل فصد كند هر ماه يك مرتبه و گفته است جالينوس سبل پيدا مىشود در شهرهائى رطب و گفته است كه صاحب سبل سعوط و تدهين و نطول نكند

باب - 42 در علاج ظفر

آس

آب او كحلا و خاكستر او كحلا نيز

ملح

با خواص مذكوره در باب بياض كحل كردن نافع است

سوسن

و عصارهء بيخ آن كحلا نيز

خفاش

زرق او كحلا نيز

سرطان نهرى

خاكستر آن كحلا با ملح نيز

اقاقيه

كحلا نيز

ملح اندانى

كحلا نيز

لسان البحر

و مثل او ملح كحلا نيز

سقمونيا

كحلا نيز

كرم برى

شگوفه سوختهء آن در خرقهء كتان بسته بر آتش نگاشته و باريك سحق كرده با عسل مخلوط كرده كحلا دور مىسازد ظفر را

زنجار

مخلوطا با ادويه نيز

رمان حامض

آب او تنها كحلا نيز و قشر مدقوق