Skip to main content

طب فريدى ( فارسى ) — Page 100

Contributors:

P.100
آن تقطير كردن در چشم مسكن الم است

مستار

عصيرهء انگور كه مامور به شراب است در وقت جوش كردن نظر كردن صاحب رمد در ظرف او دور مىكند رمد را بالخاصيه و نزد من صحيح و مجرب است

خس

شيرهء او ضماد كردن رمد حار را نيز

لسان الحمل

عصارهء او شيافا دافع رمد است

انزروت

با شكر و نشاسته كحلا نيز خصوصا كه انزروت با شير آمله يا شير نساء تربيت يافته باشد

نمام

انزروت و برگ نمام و سمسم جوش‌داده با گلاب جوش جيد برآورده خشك كرده و نصف او شكر نبات و به وزن ربع آن زعفران و به وزن ربع آن ماميثا و سحق كردن مثل غبار دافع رمد است كحلا و برگ نمام تنها نيز

شادنج

مغسول مخلوط با شير نساء كحلا دافع رمد حارست و مسكن لذع آن و حرقت آن نيز

باريس

پوست بيخ او منقوع در آب قطور كردن در چشم نافع رمد است

زبد

پنج مرتبه شسته با آب پس سه مرتبه از گلاب شسته بر رمد گذاشتن محلل ورم و مسكن درد است

حى العالم الكبير

رطوبتى كه در برگ او هست نافع است كحلا مر رمد حار را

آذان الفار

عصارهء برگ آن با سويق ضمادا نيز

اكليل الملك

ضمادا نيز و مخلوط با زردى بيضه يا غبار الرحى يا خشخاش يا كاسنى بالخاصيه دافع رمد است

حلبه

و خشخاش سحق باريك كرده با گلاب بر رمد حار ضمادا نيز و طبيخ خشخاش با حلبه نطول كردن نيز و لعاب حلبه مسكن درد است ضمادا

اسفيداج الرصاص

با سركه و روغن گل طلاء نيز

بيض

بياض آن در ابتدائى رمد تقطير كردن در چشم مزيل حرارت و حرقت و خشونت و درد است

بابونج

مطبوخ با آب و سركه دور مىكند رمد را على الخصوص