فصل القاف مع الجيم المعجمه
قجى : به جيم عربى به فارسى تخم شور است و نزد صاحب تحفه اسم تركى خردل برى است .
قچ : به جيم عجمى مخفف قوچ تركى است كه به عربى كبش فحل مقرن را نامند .
فصل القاف مع الحاء المهمله
فح : اسم عربى بطيخ خام است كه به فارسى كانك و به شيرازى كركو نامند .
قحط : به عربى اسم نبت است .
قحر : اكليل الجبل است .
قحوان : اقحوان است .
فصل القاف مع الدال المهمله
قداح : اطراف صغير تاز بقول است و شاخ نبات تازه را نيز نامند و صاحب تحفه بهار نارنج دانسته و بعضى گل رطبه و بعضى گفته سنگ چقماق است .
قداد : به فتح اول و ثانيه به عربى قنفذ است .
قداحى : پر مرغ پيشين را نامند .
قدح : صاحب تحفه گفته نوعى از ابرون را نامند و اصح آنست كه بخور مريم است .
قدح مريم : گياهى است كه برگ و بيخ آن مفتت سنگ مثانه و مدر بول است و آن نوعى است از حى العالم كه مسمى است به زلايف الملوك و نواب علوى خان مرحوم گفتهاند كه غلط است زيرا كه آن قداح مريم است .
قد : به فتح اول و تشديد دال به عربى جلد نخله است .
قد : به ضم اول و تشديد دوم به عربى ماهى بحرى است .
قداح مريم : قدح مريم است و قداح مريم از آن جهت نامند كه گلهاى آن طولانى پيچيده شبيه به زلف بافته و اهل شيراز آن را زلف عروسان نامند و به هندى جته دهارى نامند و اهل مغرب زلايف الملوك جهت آنكه برگ آن مانند قدح كوچكيست و از اين جهت اين را آذان القسيس نامند و گفتهاند نوعى از حى العالم است .
قدميا : به فتحتين به يونانى اقليميا است .
قدوح و قداح : به فتح اول و ضم ثانى به عربى اسم ذباب است .
قدومه : نزد عام اهل اصفهان اسم تودرى است .
قديح : اسم عربى مرق است كه به فارسى شوربا نامند .
قدير : گوشت مطبوخ در ديگ است .
قديم الملك : خبازى است .
فصل القاف مع الذال المعجمه
قذاذه : قطع ذهب است .
قذة و قذقان الادنان و القداذ : اسم برغوث است و نيز قذة به معنى كيك است .
فصل القاف مخ الراء المهمله
قراء : به سريانى اسم قرع است .
قراقاج : به تركى دردار است .
قرااس بابالوطن و قرااس فافالوطن : به يونانى كراث شامى است كه عام اهل شيراز پرپياز نامند .
قراثا : به عربى قسمى از نخل است كه تمر و بسر آن بهتر مىباشد .
قراچورك اودى : به تركى شونيز است .
قريح و قراح : آب خالص است .
قرارى : به سريانى حب خروع است .
قرارنوش : به رومى اسم شمع است كه به فارسى موم نامند .
قرانونل : نيلوفر است .
قراساوس : به يونانى زيتون الماء است .
قراسنقر : به تركى طايرى است از طيور صيد مايل به سياهى و غليظ .
قراسيا و قارسا : قراصيا است .
قراسيوس و قريصاء بروطونيس و قريصا بروطونس : شراب حلوى است كه از انگورى كه به يونانى قريطيقونس نامند سازند .
قراشم : به ضم اول و فتح ثانى به عربى قراد عظيم است .
قراض : بابونه است و اقحوان را نيز .
قراضه : به عربى نوعى است از حلواى صلب لزج كه از لبوب سازند و اقراص و بنادق بزرگتر از آن سازند معروف است اين حلوا نزد اهل ايران به مقراضى .
قراطارخ : اسم تركى شحرور است .
قراطن : به يونانى ماء العسل را نامند و آن عسل قليل است كه طبخ كرده شود با ماء كثير .
قراطوس و قراطوسن : به يونانى دروفيون است .
قراصيا قراطيا : به سريانى و به يونانى خرنوب شامى است .
قراع : طايرى است كه عود الصليب را به منقار خود به آشيان برد .
قرقلون : قرنفل است .
قرافه : به كسر اول به عربى لحاء شجر است .
قرافاج : به تركى ثمر درخت دردار است .
قراقروط : به تركى رخبين و گفتهاند مصل است .
قرقيون : به يونانى كبابه است .
قراقوش : به تركى عقاب است .
قراقينوس : به رومى اشترغار است .