سهلاة : اسم عربى حصى است .
سهيله : اسم طعامى مصنوع است .
فصل السين مع الياء المثناة التحتانيه
سى : اسم فارسى حجر است .
سيا : اسم فارسى سنا است و گفتهاند عصاره آن است و گفتهاند عصاره نبات ديگر است .
سياب : به عربى اسم بلح است و گفتهاند اسم بسر است و بعضى خلال گفتهاند .
سيابه : اسم خمر است .
سياداوران : ساداوران است و گفتهاند عصارهايست كه از بيخ درخت جوز جارى گردد و سياه رنگ است و چون خشك گردد حاد و مشتعل گردد و نواب علوى خان قدس سره فرمودهاند اين دوا در شيراز بلاد فارس بسيار است و از كوهستان نواح آن مىآورند و از ساق درخت بطم به عمل مىآورند به زدن تيشهبران و سياه رنگ مانند مداد مىباشد و آن را ريك سله مىنامند و صاحب اختيارات گفته چيزى سياه رنگ است كه در جوف درخت بطم به هم مىرسد و آن را آب بن مىنامند
سيار : به فارسى كشكينه و به هندى آبسىروتي نامند و آن چيزى است معمول از آرد حبوب مانند آرد جو و دخن و باقلا و امثال اينها .
سياسير : به فتح اول به فارسى اسم سار است .
سياع : به عربى كتان است و يا نباتى ديگر شبيه به كتان و به كسر اول اسم كاه گل است .
سياله : به فتح اول به لغت عربى نباتى است سفيد با خارهاى طولانى كه چون خارها ازو جدا كنند ازو لبنى برآيد و نيز ثمر طولانى را نامند و ياسمين نيز و حندقوقى را ايضاً .
سيال : به كسر اول به هندى اسم شغال كه كلب برى باشد و ياسمين را نيز نامند .
سيالخ : اسم فارسى حسك است .
سيالى : به كسر اسم هندى شقاقل است .
سيان : به فتح به فارسى عشقه است .
سياه بيد : به كسر اسم نوعى از خلاف است .
سياه داران : اسم فارسى كرمة السودا است كه به سريانى فاشرستين نامند .
سياه دانه : به كسر اول اسم فارسى حبة السوداء است كه شونيز و به اصفهانى ( سرننح ) « 1 » نامند .
سياه گوش : اسم فارسى سافرانق است .
سيب : اسم فارسى تفاح است .
سيبا : اسم تمر هندى است .
سيپيوس و سيبوس : به فتح اول و سكون دوم اسفيوش است كه بزرقطونا باشد .
سيبيا : به كسر اول دميا است .
سيتل : لغت عربى اسم چيتل هندى است و آن قسمى از بقر وحشى است و گفتهاند بز كوهى است كه تيس جبلى باشد و كلانتر از آهو و خالهاى سفيد مدور دارد و خوش منظر مىباشد و شاخ ندارد جمع او سياتل آمده .
سيج : به فتح اول اسم فارسى مويز است كه زبيب باشد و به كسر اول اسم هندى نوعى از درخت زقوم است .
سيچغنه : به كسر اول اسم فارسى ماشيه است كه معرب آن باشق است و گفتهاند اسم صعوه است .
سيچقان : اسم تركى فاره است كه به فارسى موش و به هندى چوها نامند .
سيخول : به كسر اسم فارسى قنفذ كبير است .
سيسامندا : اسم سريانى جبلاهنگ است .
سيسامون : به يونانى اسم سمسم است .
سيبى : به لغت عربى سيسبان است .
سيسرك و سيسرو و سيسك : همه به كسر اسم سوسى است كه در حبوب به هم مىرسد و آن را بخورد و آن را قمل الطعام نيز نامند .
سيسق : سرمق است .
سيسرم : ابن تلميذ گفته دوايى است شبيه به زنجبيل با تلخى و اندك قبضى .
سيسمان و سيسبرم و سينومولون : همه اسم نمام است .
سيسنبرون و سيسبرون : حرف الماء است .
سيسو و سيسه : اسم هندى اسرب است كه رصاص اسود باشد .
سيسون : اسم هندى درختى است عظيم و چوب آن سياه رنگ اندك ابلق و جوهردار صلب مىباشد .
سيسيون : افسنتين است .
سيسارون : عشبة الشونيز است .
سيطبيط : اسم عربى صرصر است كه به فارسى زنجره و چهره ريسك نيز نامند .
سيغرا : اسم فارسى قنفذ كبير است .
سيغروس : اسم يونانى كندر است .
سيغوس و سيفيوس : نيز قثاى بستانى است .
سيغوس اغريوس و سيغوثون : قثاى برى است كه قثاء الحمار باشد .
سيف : اسم ماهى است و موى دم اسب را نيز به عربى نامند .
سيف الغراب : دلبوث است .
هامش
( 1 ) . سياه برنج : كاف