تلخى و بىنفطيت رايحه .
طبيعت آن : در گرمى و خشكى زياده از ملح اندرانى .
افعال و خواص آن : قوّت تليين و اسهال و جلاى اين زياده از ملح اندرانى و قريب به ملح نفطى است و چون نرم سوده با قدرى هسته انبه خشك نرم سوده ممزوج نموده اندكى بخورند فواق را زايل گرداند .
ملح رشيدى
ملح طعام است كه مايل به سرخى است .
ملح العجين
يعنى نمك كه داخل خمير نان و طعام مىنمايند و آن اقسام و الوان مىباشد از حجرى غير اندرانى و از غير حجرى مذكور يعنى نمك دريا كه نمك در فارس و ايران مىباشد و نمك مصنوع از آب بحر و در هر بلدى قسمى از آن مستعمل مانند آنكه در عراق عرب و عربستان و روم و حجاز و نواح آنها حجرى مذكور و در فارس و ايران غير حجر مأخوذ از دريا و در سواحل سند و دكهن و بنگاله همه مصنوع از آب بحر شور و در كوركهپور و جونپور و بنارس و نواح آنها نمك مصنوع از خاك زمينهاى شوره زار كه خاك آن امكنه را جمع نموده در آب حل مىنمايند و آب صافى آن را گرفته طبخ مىدهند تا منجمد مىگردد و در هندوستان نمك سانبهر و نيز آن الوان مىباشد از سفيد مايل به زردى و مايل به سرخى و مايل به سياهى و بهترين همه سفيد صاف آنست .
طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم مگر مصنوع از آب بحر كه گرمى و خشكى آن زياده است .
افعال و خواص آن : قريب به ملح اندرانى است الا مصنوع آن كه قوّت اسهال و حدت آن زياده و مايل به تلخى است .
ملح طبرزد
به فتح طاى مهمله و باى موحده و سكون راى مهمله و فتح زاى معجمه و دال مهمله .
ماهيت آن : نمك جبلى حجرى است . بهترين آن سفيد صاف شفاف مسمى به اندرانى و لاهورى آنست .
طبيعت و افعال و خواص آن در صدر ذكر يافت .
ملح المرّ
به ضم ميم و راى مهمله مشدده به فارسى نمك تلخ و به هندى پادالون نامند .
ماهيت آن : نمكى است به سفيدى و سياهى و زردى مايل .
طبيعت آن : گرم و خشك تا چهارم .
افعال و خواص آن : در اندمال جراحات با صمغ عربى و روغن زيتون قوىتر از ساير اقسام .
مقدار شربت آن : كمتر از يك درم و گفتهاند اين همان ملح نفطى است لا غير و نيز گفتهاند كه مصنوع است معدنى نيست .
ملح نفطى
به كسر نون و سكون فا و كسر طاى مهمله و ياى نسبت .
ماهيت آن : از جمله املاح معدنيه است سياه رنگ بدبو با نفطيت و از بريان نمودن و سوختن با آتش نفطيت آن كم و زايل گشته سفيد مىگردد .
طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : قوّت مسهله و مقيه آن زياده از ساير املاح و در اخراج بلغم و سودا قوىتر از ساير اقسام و چون با روغن گل سرخ طلا نمايند در رفع جرب و جوشش ابدان عجيب الفعل .
مقدار شربت آن : تا يك درم .
حكيم مير عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته كه آنچه معلوم شد ملح نفطى اكثر مصنوع از سنگى است مشهور به سجى كه قلا نامند و از سمت غازى پور مىآورند و در پتنه مشهور به عظيمآباد آن را مىسازند و به اطراف مىبرند و دستور صنعت آن آنست كه اولًا قلا را مكلس مىنمايند پس كوفته در آب مىجوشانند و آن آب را منعقد مىسازند ملح نفطى حاصل مىگردد و يحتمل كه آن هم غير مصنوع و هم مصنوع باشد .
ملح هندى
ماهيت آن : نمكى است شفاف سرخ رنگ مايل به سياهى كه بنفسجى نامند و قطعههاى آن اندك بزرگ و به هندى آن را سينده لون نامند .
طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : مسهل ماء اصفر و سودا و بلغم و محرك اشتها و محلل رياح و در ساير افعال مانند ساير اقسام مذكوره .
مقدار شربت آن : تا يك درم و نيم است .
صنعت ملح مصنوع از اكثر نباتات و اوراق كه به هندى كهار نامند آنست كه گياه و يا هر برگ نباتى را كه مىخواهند از ترب و نخود و تنباكو و برگ موز و غيرها هر مقدار كه مىخواهند مىگيرند و خشك نموده مىسوزانند تا خاكستر گردد و خاكستر آن را در آب حل مىكنند و مىگذارند تا تهنشين گردد و آب صافى آن را به تمامى به جر علقه در ظرف ديگر كه متصل بدان است گذاشته مىگيرند بدين نحو كه فتيله از پنبه و يا كرباس پاكيزه ساخته و تر نموده يك سر آن را در ظرفى كه در آن آب خاكستر است مىگذارند و سر ديگر آن را در ظرفى خالى