دادم شروع به قى كردن نمود و مجموع آن را به قى دفع كرد باز قدرى با شير مادرش به وى دادم ديگر قى كرد و يك مجلس طبيعت او اجابت نمود و از آن زهر كشنده خلاصى يافت و بدان كه جميع اطيان حابس دم و اسهالاند مگر اين طين كه مسهل است و گفتهاند مسهل سم است فقط و مشارك آنها است در قبض و حبس بعد از آن .
طين المصر
به كسر ميم و سكون صاد و راى مهملتين ابليز است و به يونانى ارطوباس نامند يعنى خاك زمين محروثه .
ماهيت آن : خاكى است آفتاب خورده چرب بسيار سفيد با خطوط و با حدت كه از مصر آورند و بعضى خاكسترى رنگ بهترين آن خاكسترى رنگ است كه بسيار نرم باشد و چون بر مس بمالند ساييده آن به رنگ زنجار باشد و گاه آن را مانند غسل اسفيداج مىشويند و اقراص ساخته خشك مىنمايند و مغسول آن نرمتر مىباشد و گاه مقدار نخودى ساخته در ظرفى چيده و سر آن را بسته در اخگر مىگذارند تا بسوزد و به رنگ خاكستر سياه گردد .
طبيعت آن : گرم در اول و خشك در آخر دويّم .
افعال و خواص آن : جالى و مجفف و قابض و مغرى و جهت اسهال الدم و استسقا و طحال و اورام كهنه و مترهله رخوه و اوجاع مزمنه و بواسير قديمه طلاى آن با سركه و به تنهايى نيز بسيار مفيد و در اسكندريه مستعمل است .
طين الجزيرة المصطكى
و آن را طين الكيوس و حيا و حيوش نيز نامند يعنى جزيره مصطكى .
ماهيت آن : خاكى است رقيق صفايحى و قطعههاى مختلف الشكل كه از جزيره مصطكى آورند بهترين آن سفيد مايل به خاكسترى رنگ زود شكن و در آب زود گدازنده است .
طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم .
افعال و خواص آن : جالى و مفتح به خلاف اطيان ديگر و جاذب خون به ظاهر جلد و نيكو كننده رنگ رخسار و لهذا جهت نمش و جلاى تنقيه و تصفيه اوساخ بدن و جلاى آن و تصقيل وجه خود زنان در حمام بر بدن مىمالند و در غمزهها مستعمل دارند و جهت سوختگى آتش در آخر امر كه متقرح شده باشد مفيد است .
طين مدينه
طين مدينه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند تربت مرقد منور جناب حضرت سيد الشهدا است عليه السلام كه براى استشفا مقدار كم آن را با دعا و شرايط آن مىخورند .
طين الملتانى
به ضم ميم و سكون لام و فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و كسر نون و ياى نسبت .
ماهيت آن : خاكى است صفايحى ما بين سرخى و زردى و سفيدى و اندك صلب .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : جالى و محلل اورام طلاءً و در شاهجهانآباد اطفال بر تخته مشق مىمالند .
طيهوج
به فتح طا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم ها و سكون واو و جيم معرب تيهو فارسى است . جمع آن طياهيج و به فارسى فرفور نيز نامند و به اندلسى ضريس به ضاد و ذريس به ذال معجمتين و به سين مهمله مشدده نيز .
ماهيت آن : مرغى است كوهى كوچكتر از كبك و در رنگ شبيه بدان و زير بال آن سياه با سفيدى بهترين آن فربه جوان قريب به معموره است . رازى گفته مرغى است به قدر كبك ، گردن و منقار آن سرخ .
طبيعت و افعال و خواص آن : مانند كبك است و جهت ناقهين و ضعيف الاحشا بغايت نافع .