ماهيت آن : سنگى است معروف سفيد و شفاف از شيشه صلبتر و شفافتر و از آن نگين و تسبيح و ظروف آب خوردن و سر نى و قليان و عينك و غيرها تراشيده مىسازند .
افعال و خواص آن : نگاه داشتن آن با خود مانع خوابهاى مشوش و ترسيدن در آن و نگاه كردن در آن مانع سبل و ماليدن آن بر پستان زن شيردار باعث زيادتى شير آن و چون خواهند كه جلاى آن زياده گردد بايد كه در خون بز نر بگذارند و چون از آن عينك بزرگى كه وسط آن ضخيم مىباشد بسازند و در برابر قرص آفتاب بدارند و در عقب آن پنبهاى و يا پشمى گذارند زود مشتعل گردد و از عينك شيشه نيز اين اثر ظاهر مىگردد .
حجر البولس
به ضم باى موحده و سكون واو و ضم لام و سكون سين مهمله و چون بولس اول كسى است كه واقف شده بر افعال و خواص آن به نام او مسمى گشته .
ماهيت آن : سنگى است شبيه به بوره ارمنى و از آن سخيفتر و سبكتر و ملمع و با نقطههاى زرد و سفيد .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : محلل قوى چون آن را در روغن زيتون بجوشانند و آن روغن را بر بدن صاحبان اعيا بمالند به زودى رفع اعيا و ماندگى آنها گردد .
حجر الحبشى
به فتح حاى مهمله و باى موحده و كسر شين معجمه و سكون ياى نسبت و آن را حجر فلفل نيز نامند .
ماهيت آن : سنگى است شبيه به زبرجد و تيره و گويند نوعى از زبرجد است و چون بسايند سفيد رنگ گردد .
طبيعت آن : گرم و خشك و بسيار تند و گزنده .
افعال و خواص آن : منقى و جالى و جهت ازاله آثار قريبة العهد و بياض و انتشار بدون ورم و ظفره تازه غير صلبه نافع است .
حجر الحمّام
به فتح حاى مهمله و ميم مشدده و الف و ميم .
ماهيت آن : جرمى است كه در ديگ و پاتيل حمام متحجر مىگردد و تيره رنگ و سست مىباشد .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : از ادويه قويه است از براى سرطان و ضماد آن جهت رفع سرطان غير مزمن مؤثر است .
حجر الحوت
به ضم حاى مهمله و سكون واو و تاى مثناة فوقانيه و به فارسى سنگ سر ماهى نامند .
ماهيت آن : جسمى است سفيد و مفرطح فى الجمله مثلث شكل صلب شبيه به سنگ كه به دو طرف سر نوعى ماهى كه به هندى پتهرچته نامند متكون مىگردد در هر طرفى يك عدد و آن ماهى به قدر يك شبر نهايت دو شبر مىباشد و در بنگاله بسيار است و فلسدار و حلال و اكثر مىخورند و از ماهى كوچكتر كه يك شبر باشد سنگ كوچكتر و از ماهى كلان بزرگتر برمىآيد .
طبيعت آن : گرم و خشك و حاد و با قوّت مفتته .
افعال و خواص آن : در تفتيت حصات گرده قوى التأثير است .
حجر الحيه
به فتح حاى مهمله و ياى مثناة تحتانيه و ها به فارسى مهره مار گويند .
ماهيت آن : اقسام مىباشد قسمى معدنى و آن را مار مهره نامند و بعضى گويند كه در معدن زبرجد به هم مىرسد و آن زبرجدى رنگ مايل به سياهى و خاكسترى مىباشد و به شكل نگين مربعى از يك مثقال تا دو مثقال و دويّم حيوانى كه در عقب سر بعضى افاعى مىباشد و در همه افاعى يافت نمىشود بلكه به ندرت در بعضى و چون از گوشت جدا كنند نرم مىباشد و بعد از رسيدن هوا متحجر مىگردد و به قدر نصف صدفى مايل به درازى و خاكسترى رنگ و بعضى سياه و صلب و مخطط به سه خط سفيد و بعضى سفيد و سست و مجعول نيز مىباشد و امتحان اصلى از جعلى و خوبى آن گويند آنست كه چون بر موضع گزيده مار بگذارند بچسپد و چون شير بر آن بريزند شير منجمد و متغير گردد و گفتهاند چون بعد از آن در شير اندازند شير را منجمد كند و چون جذب تمام سم كرده باشد ديگر نچسبد و شير را منجمد نسازد و در حين جذب سم لون آن متغير گردد و چون در شير اندازند به حال اصلى آيد امتحان ديگر آنكه چون بر جامه پشمى سياه يا كبود بمالند سفيد گرداند و چون مبالغه نمايند سياه شود و سفيدى در آن نماند و امتحان ديگر آنكه چون در آب ليمو در صحن چينى اندازند به حركت و دوران آيد و اين امتحان مختص بدين نيست بلكه اكثر اصداف و حلزونات نيز چنين مىباشند .
افعال و خواص آن : جهت سم مار قوى الاثر و براى عقرب گزيده و هوام ديگر ضعيف الفعل و ليكن شيخ الرييس در مفردات قانون نوشته كه جالينوس منكر اين فعل است و آشاميدن آن جهت تفتيت حصات و سنگ مثانه بغايت نافع .
مقدار شربت آن : تا سه قيراط و تعليق مخطط آن جهت صداع و ليثرغس نافع است .