اخراج كننده زلويى كه در حلق مانده و كرم معده و جهت تقويت هضم معده حار و تبهاى حاره و جرب و حكه و ضماد آن بر پيشانى جهت قطع رعاف و آشاميدن آن باعث اجتماع حرارت در معده و تقويت آن و مورث سعال و مضر احشاى ضعيف و مبرودين و مرطوبين و صاحبان اورام باطنى و مصلح آن قرنفل و عسل و آب پرورده به آن بهتر از جرم آن است و چون قدرى نمك و شوره به آن ممزوج نموده در ظرف نازكى از سفالى و يا نقره و يا مس قلعىدار و يا جست شير كه از قند يا نبات شيرين كرده و قدرى گلاب داخل كرده و يا شربت و يا افشره و يا آب هر ميوه كه خواهند كنند و گلاب و يا بيدمشك و يا عرق بهار و يا عرق كيوره هر چه مرغوب باشد قدرى انداخته در ظرف پر نموده و سر آن را به سرپوشى بپوشند و اطراف آن را به خمير سختى محكم بندند كه آب مطلق در آن نفوذ نكند پس آن ظرف را در آن پنهان نمايند به نحوى كه ثلج ممزوج به نمك و شوره از هر طرفى مقدار نيم شبر و يا زياده باشد و سه چهار ساعت كامل در آن نگاه دارند در جايى كه هوا به آن نرسد تا منجمد گردد پس برآورده سر ظرف را گشوده از آن برآورده تناول نمايند .
ثلج صينى
معرب از ثلج چينى است .
ماهيت آن : رطوبتى است منجمد مانند برف شبيه به نمك دريايى كه از هند آورند و ابن بيطار گفته كه زهر حجر اسيوس است و در اسيوس ذكر يافت .
طبيعت آن : سرد و خشك .
افعال و خواص آن : جهت جلاى بياض عين و ظلمت بصر و ضماد آن بر بدن جهت تب دق نافع و اين اسم را بر بارود نيز استعمال مىكنند .
ثلثان
عنب الثعلب است .
فصل الثاء مع الميم
ثمام
به فتح ثاى مثلثه و ميم و الف و ميم لغت عربى است . مير محمد مؤمن نوشته كه در تنكابن زراواش و در مازندران بازميل نامند .
ماهيت آن : نباتى است شبيه به گندم و كوتاهتر از آن و ساق آن باريك و بىگره و غير مجوف و خوشه آن شبيه به ارزن و طعم آن شيرين .
طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك .
افعال و خواص آن : آشاميدن آن محلل رياح و مفتح سدد و ضماد تازه آن جهت اورام چشم و منع ريختن مواد به سوى آن و اكتحال محرق مغسول آن جهت جلاى باصره و تقويت اشعار عين و رويانيدن آن و ازاله بياض چشم نافع .
مضر گرده ، مصلح آن كثيرا .
مقدار شربت آن : تا پنج مثقال .
بدل آن : تودرى است .
ثمرة الاثل
به فارسى بارگز و گزبار و به هندى چهوتى مائين نامند .
ماهيت آن : بار نوع كوچك گز است كه عذبه نامند به قدر نخودى و از آن بزرگتر و غير مثلث .
طبيعت آن : در دويّم سرد و در سيّم خشك .
افعال و خواص آن : قابض و قاطع نزف الدم و نفث الدم و مقوى احشا و آب طبيخ آن كه يك اوقيه آن را در دو رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد منقى رطوبات عفنه اطفال و جهت گزيدن رتيلا و رفع جرب رطب و با شكر جهت ربو و سعال و ضعف جگر و احشا و زردى رخسار و رطوبات رحم و آكله و حكه و امراض مقعده و قروح رطبه شرباً و طلاءً نافع و مضمضه آن جهت تأكل دندان و استحكام لثه مفيد و چون يك شبانه روز در آب بخيسانند در افعال مانند مطبوخ آنست و قطور آن مقوى اجفان و رادع مواد و مانع قبول آفات و مقوى بصر و جهت دمعه و سلاق و جرب بسيار مفيد خصوصاً كه در گلاب خيسانيده باشند و جرم آن جهت نفث الدم و جراحت شش و اسهال كهنه و سيلان مواد و نزف الدم اعضا و برشته آن در جوف گل سرشوى گرفته جهت اسهال مجرب . ذرور آن جهت بردن گوشت زايد و قطع خون جراحات و طلاى آن جهت نيكويى رنگ رخسار و صاف نمودن بشره و حمول آن جهت تجفيف رطوبات رحم و ضماد پخته آن با آب و سركه جهت سپرز و چون آن را با صندل و افسنتين بجوشانند و آب آن را با شكر به قوام آورند آشاميدن آن جهت تحليل سپرز بيعديل است و جهت تقويت اشتها و اعضا و اعصاب و رفع اعيا و مغص و تنقيه رطوبات فاسده معده و تقويت آن بغايت موثر .
مضر سر ، مصلح آن دوقو .
بدل آن : مازو يا شحم انار به وزن آن .
مقدار شربت از جرم آن : تا دو مثقال و گويند تا چهار درم است .
ثمرة الطرفا
به فارسى گزبار و معرب آن كزمازج است و به هندى برى مايين