و ارشاد شيخ اسمعيل بن هيبة الله و ترجمه تذكره ابو ريحان بيرونى مشهور به سويدى و اختيارات بديعى حاجى زين الدين عطار و تحفة المؤمنين حكيم مير محمد مؤمن تنكابنى و قدرى از مفردات نواب حكيم معتمد الملوك سيد علوى خان قدس سره و غيرها از كتب يونانيه و عربيه و فارسيه و از دستور الاطباء موسوم به اختيارات قاسمى حكيم محمد قاسم ملقب به هندوشاه مشهور به فرشته و مجربات افضلى حكيم مير محمد افضل و چند كتاب ديگر از ادويه هنديه و حواشى كه حكيم مير عبد الحميد بر تحفه نوشته در ادويه هنديه و آنچه از زبان معجز بيان جناب ارشاد مآبى مد ظله السامى و از ثقه و معتمد شنيده و مؤلف خود ديده و ماهيت و خواص آن را دريافته و به تجربه رسانيده بدين نحو كه اولًا اسم دوا را به قيد اعراب و بعضى لغات وارده در آن ذكر نمايد پس ماهيت و طبيعت و افعال و منافع و خواص آن بالعموم و الاجمال پس بالخصوص و التفصيل و در اكثر مراعات به ترتيب امراض مختصه از فرق تا قدم نموده پس غير مختصه و خواص متعلقه بدان پس بيان مضار و اصلاح و دفع آن پس مقدار شربت و بدل آن را و نيز اشاره به مركباتى كه آن دوا اصل و عمود است در آن و در قرابادين مجمع الجوامع ذكر يافته و نيز ايمايى به ادويه مجهولة الماهيه كرده شود و اصل و معتمد در هر دوا اقوال صاحبان كتابى را شناسد كه آن دوا مخصوص به بلاد اوشان بوده يعنى در بلاد اوشان بهم رسيده و يا به نواح آن و اكثرى را خود ديده و شناخته ماهيت و كيفيت و افعال و خواص آن را به تجربه رسانيده نوشتهاند نه آنچه در بلدان ديگر و خود نديده و به محض تقليد و استماع بىتحقيق نوشتهاند و براى آن كتاب مقدمه و خاتمه قرار داد و اسامى مختلفه ادويه را چنانچه صاحبان كتب مذكوره در بين جابجا ذكر نمودهاند مذكور نكرد بلكه در آخر كتاب در خاتمه در ضمن ابواب و فصول آورد و نيز جهت اتمام آن و آنكه احتياج به ادويه مركبه رجوع به كتاب ديگر ( ننمايد ) « 1 » براى آن قرابادينى به ترتيب حروف تهجى ذكر نمود و كتاب را بر دو مقاله منقسم ساخت :
* مقاله اول * در ادويه مفرده كه تذكره نامند
* مقاله دويّم * در ادويه مركبه كه قرابادين خوانند
و مسمى به مخزن الادويه و تذكره اولى النهى گردانيد . توقع از ناظران منصف آنكه هر جا سقم و خطايى مشاهده نمايند بعد از تأمل و تعمق بليغ به قلم اصلاح مزين سازند و در مقام خردهگيرى درنيايند و ناقص و ضايع نگذارند جزاهم الله عنى خير الجزاء لا حول و لا قوة الا بالله منه المبدأ و اليه المنتهى .
* مقدمه * در بيان امورى چند كه اطلاع بر آنها پيش از شروع در مطلوب ضروريست در ضمن چهارده فصل :
* فصل اول * در بيان دوا و غذا و ذو الخاصيه و مركب القوى و فادزهر و سم و دواى مسهل و ملين و اقسام هر يك بالاجمال
* فصل دويّم * در بيان مركب القوى و ذو الخاصيه و تأثير هر يك از آنها از فادزهرى و سمى
* فصل سيّم * در بيان مزاج و اقسام امزجه و معرفت درجات آنها
* فصل چهارم * در بيان طرق معرفت امزجه ادويه و اغذيه به تجربه و قياس
* فصل پنجم * در بيان سبب اختلاف اقوال اطباء در ماهيت و خواص ادويه و اسامى كسانى كه متوجه به تحقيق و جمع و تأليف ادويه شدهاند بالاختصار
* فصل ششم * در بيان طريقه اخذ ادويه و حفظ و حضانت آنها
* فصل هفتم * در بيان اعمار بعض ادويه مفرده و زمان بقاى قوّت آنها
* فصل هشتم * در بيان آداب طعام خوردن و آب نوشيدن و اطعمهاى كه جمع آنها با هم مناسب نيست
* فصل نهم * در دستورات احراق بعض ادويه و تحميص و تشويه و تقليه و تدبير و غسل و آشاميدن چوب چينى و عشبه و شجرة النبى و غيرها و اتخاذ و صنايع بعض ادويه و احكام هر يك
* فصل دهم * در بيان معرفت بعض افعال ادويه مفرده و خواص آنها
* فصل يازدهم * در بيان بعض اصطلاحات طبيه
* فصل دوازدهم * در بيان بعض اوزان طبيه و هنديه و فارسيه
* فصل سيزدهم * در بيان بعض امور متعلقه به نجوم
* فصل چهاردهم * در بيان اسناد طب
هامش
( 1 ) . نماند : ب