تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
و ياء تحتانى مجهول و خفاء نون و تاء فوقانى و قسم دوم توبكام و قسم سيوم جل بينت و قسم چهارم را ايجل هر چهار سرد و دافع اماس اعضاء و بواسير و درد فرج زنان و دماميل و بثور و جوشيدگى سارى و دشوارى بول و مفتت سنگ مثانه و دافع فساد باد و بلغم و خون اما جل بينت بخصوصه قابض شكم و نفاخ است و ايجل بخصوصه دافع فساد زهر است

بيل

بكسر باء موحده و ياء تحتانى مجهول و لام يعنى راى بيل سرد و سبك و دافع فساد بلغم و صفراء و زهر

بيل و بل

بحذف باء اسم ثمر نهال صحرائى است مشابه به سفرجل تخم وى از تخم ريجان بزرگتر است نهال او را راقم ديده است به قدر درخت بكاين هم مىشود و برگش نوكدار طويل و عريض مىشود و نوعى مشابه ببرگ مونگ دارد و بر هر شاخ باريك او سه برگ بود و بعضى نوشته‌اند كه ثمر روئيدگى است و از لفظ روئيدگى متبادر مىشود كه درخت نيست و اصل اين درخت صحرائيست و بعد از آن در باغها هم كاشت كرده‌اند باغى از نيبت صحراى خورد ميان او را خالى كرده براى ناس داشتن و بجهة كارهاى ديگر مرتب مىكنند بالجمله در بلاد هند مشهور است تلخ و زمخت و اندكى شيرين است و گرم و تر و رسيده او گران است و بلغم و صفراء و باد افزا و دير هضم و هنگام هضم سوزشى در معده پيدا كند و گرسنگى كم نمايد و شكم ببندد و خامش سبك و مقوى دل و سائر اعضا و حابس شكم و مشهى و هاضم طعام و دافع فساد و بلغم و بجهة اسهال مع ديگر ادويه مناسبه باستعمال راقم درآمد بسيار مفيد يافته

بيا

بفتح باء موحده و ياء تحتانى و الف اگر او را به كارد چوبين ذبح كنند خون وى به كسى بخورانند كه او عربده بسيار مىكند عربده او را فراموش شود و ديگر عربده نكند مراره او را اگر با شكر به كودكى بدهند خوشخو شود و پيش مردم معزز و همچنين استخوان او وقتى كه قمر زائد النور بود بر كودكى آويزند محبوب دلها گردد

بير

بكسر باء موحده و ياء تحتانى مجهول و راء مهمله يعنى كنار كلان شيرين است سرد
تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 47 | هوشيارى / محمد شريف خان دهلوى