و دافع صفراء و بلغم و مقوى دل و برافروزنده رنگ و مشهى طعام و دافع تپ و سرفه و رسيدهء آن گرم و گران و صفراانگيز و بادنجان سفيد در خاصيت كمتر از قسم سياه است بخاصيّت دافع بواسير و اطباء يونان برداءة بادنجان قائلاند و سفيد را بهتر از سياه بعضى از اطباء يونان نوشتهاند و آنچه راقم در تقويت معده تجربه نموده و در زيادتى بودن يبوست و سهرى كه نوشتهاند شبه نيست و بسبب يبوست و سوداويت باعث سهر و خوابهاى پريشان مىگردد و مصلح آن روغن على الخصوص جغرات و قطع نظر از نفع و ضرر لذيذ و مرغوب طبائع است و اين هم سبب كمى مضرت اوست و بيگن نيز گويند
بهيرا
بفتح باء موحده و كسر هاء و ياء تحتانى مجهول و راء مهمله و الف بطعم زمخت و هنگام هضم شيرين گرم و خشك و دافع بلغم و صفراء و سرفه و مقوى چشم و موى سر و دماغ و بقدرى سكر نوشتهاند به عربى بليله است
بهلاوا
بكسر باء موحده و سكون هاء و لام الف و واو و الف ثانى بطعم زمخت و شيرين و گرم و سبك و مشهى طعام و مبهى و دافع فساد باد و بلغم و استسقا و نفخ شكم و جذام و بواسير و سنگهرهنى و باد گوله و تپ و برص و قاتل كرم شكم و دافع دماميل و بثور به عربى بلادر است و مغز بلادر را راقم هم در معاجين هاميه استعمال نموده و خود هم خورده در تقويت باه و معده و امساك منى و رفع برودت بسيار مفيد يافته و دوستى داشتم كه نزله بارده بمرتبهء كمال داشت و با وجود تداوى بسيار مرضش رو بانحطاط نمىآورد اول او را كچلا بعوض افيون كه استعمال مىكرد در حبوب به خوردن او دوام در نزله تخفيف كرد هم قائم مقام افيون گشت بعد از آن بلادر معه مغز او و عسل او در حبوب استعمال كردم مرض مذكور بالكل زائل شد و نيز عورتى دو فزونى در اطراف رحم داشت و روز به روز زايد مىشد او هم استعمال نمود در چند روز مرض مذكور بر طرف شد و بالجمله به شرط موافقت مزاج نافعترين ادويه است و در صورت عدم موافقت آن ضارترين