تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تأليف شريفى ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
پست سازد و تنها يا معه پست جو با شكر ترى آميخته بخورند و دور آن بر مبرد و حرارت مزاج دور نمايد اگر شير او را بر بثور و دماميل بربندند تحليل نمايد و يا نضج داده منفجر سازد و مقرح است

فصل الهاء الهوز

گهومان

بضم كاف فارسى و خفاء ها و ضم واو و فتح ميم و الف و سكون نون اسم گومان است

كهيپ

بفتح كاف فارسى و خفاء ها و سكون ياء تحتانى و باء فارسى ثمر ميخوش هنديست يا رستنى

گهورا

كاف فارسى مضموم و خفاء ها و سكون واو و فتح راء مهمله هندى و الف به فارسى اسپ است گوشتش شيرين در طعام و هنگام هضم تلخ سبك و مشتهى و افزاينده صفراء و بلغم و دافع فساد و باد و مبهى و مقوى اعضا و چشم و راقم چند مرتبه خورده گرم و مقوى مىداند بامزجه حاره مناسب نيست خوردن آن مردم توران كه خوگير هستند اكثر به آن ميل دارند و مفيد بودن ادويه باه بسيار بيان مىنمايند وزير الممالك هندوستان نواب قمر الدين خان مرحوم در سرما اكثر گوشت اسپ بانواع مختلفه تناول مىنمود و اسپ جوان و تازه و خوب را ذبح مىفرمود راقم بعضى جا در اشخاص هندوستان ديد كه احتراق خون و ضفدع لسان بهم رساند ديگر فوايد او و شير او در كتب يونانى مرقوم است و نيز بعضى اشخاص را ديدم كه به استعمال شير او منتفع شدند در تقويت باه و معده و مزاج ليكن آنكه در كتب مرقوم است كه سكر مىآرد اين را بيان نكردند

گهول

بفتح كاف فارسى و خفاء ها و سكون واو و لام جغراتى كه روغن ازو بگيرند

گهيوكوار

بكسر كاف فارسى و خفاء ها و سكون ياء تحتانى و واو و ضم كاف و واو ثانى و الف و راء مهمله كوار هم مىگويند نبات بعير است و دراز به مقدار نيم گز نهايت يا به قدر يك گز و گاو دم و ضخيم و پر از رطوبت و بدبو و دندانه مثل دندانه ره دارد و سبز رنگ و تلخ و سرد و مسهل و دافع امراض سپرز و جگر و فساد و بلغم و صفرا و خون و تپ و آبله بدن و درستى پوست و قدرى صفراء انگيزد باب سائيده هر كه برو دستها بمالد و آتش بدست گيرد نسوزد و ادويه بسيار آب مستعمل مىشوند نانخواه را نيز در آب