و سكون نون و ضم دال مهمله و ها و سكون واو و لام اسم جنس است و گنبهى بترين اقسام است و او را با مصالح و نمك آغشته و در روغن بريان ساخته مىخورند و فوايد در لفظ گنبهى گذشت
گگيرن
بفتح كاف فارسى اول و كسر كاف فارسى دويم و سكون ياء تحتانى و فتح راء مهمله و سكون نون و بعوض نون واو هم آمده است يعنى
گگيرو
بعد از كاف اول الف و نون و بجاى نون كاف فارسى دويم يعنى كالگبرگ درخت آن به قدر يك گز مىباشد و شاخها باريك دارد و برگش مثل برگ نى شكم براند و هنگام پختگى ثقيل است باد و خون و تلخه دفع گرداند
فصل اللام
گلوى
بكسر كاف فارسى و ضم لام و واو مجهول ساكنه و ياء تحتانى تلخ و زمخت و شيرين و هنگام هضم تيز و شيرين و گرم و سبك و قابض شكم و مقوى اعضاء و مشتهى و دافع يرقان و جذام و جوشيدگى و ترقيدگى اعضاء و غثيان و تپ و فساد صفراء برهمزدگى طبيعت و از جمله رساين است و بعضى مزاج اين را سرد نوشتهاند و نزد راقم مركب القوى است از جهة نفع او در امراض حارهء بارده و محرور به قدر يك دام او ريزه تراشيده در آب انداخته در ظرف گلى آب نارسيده كرده زير آسمان گذاشته شيره او را صبح گرفته به اصحاب سميات مزمنه داده بسيار نفع نموده و هنديان در حميات جوشانيده نيز استعمال مىكنند همراه ادويه و تنهاست او را راقم در ادويه سوزاك و تقويت معده و باه و غلظت منى استعمال نموده و مفيد يافته و نيزست گلو و طباشير مساوى گرفته از هر دو به قدر ماشه تا سه روز بجهة تپ لرزه داده شد بسيار مجرب است كمتر در بردن لرزه و سرما تخلف نموده مگر در جايى كه ماده بسيار و غليظ بسيار باد و بعضى دانه هيل هم درين تركيب اضافه مىنمايند والد ماجد قرص از تركيب اول ساخته گاهى همراه قرص طباشير ملين و گاه همراه قرص گل با ادويه مناسب در حميات مركبه مزمنه استعمال مىفرمودند و نيز تنها همراه كاسنى مروق و چكيده كاسنى استعمال بايد نمود