و چند روز ديگر رها كنند همچنين چند بار مكرر كنند تحليل خناريز كند .
دوائى كه بستن گلوى را كه به سبب خوردن سيندور « 1 » افتاده باشد مفيد است ؛ چيزى سوخته كه بر بر سر فتيله چراغ نهاده مىشود و آن را به هندى طيم گويند و بپارسى گل چراغ با پان پيچيده بخورندتى مىآرد و گلو مىگشايد و اگر زمانه خوردن قريب باشد سيندور بجنه بيرون مىآرد .
باب در امراض دهان و گلوى و زبان و لب
فصل در بيماريهاى دهان :
دوائى گندگى دهن را مفيد : سماق يعنى ؛ تترك كوفته ، بيخته ، بر دندان مالند .
ديگر كه جراحت دهن و زبان و لب در يك روز دور كند و قروح و بثور را نغز سازد نيله تهوتهه ، كوت ، كتهه ، پاپريه ، هر سه را باريك ساخته بمالند و بايد كه نيله تهوتهه بريان نمايند تا سپيد محض شود .
دوائى كه بوى بد دهن دور كند ، دهن را از آب پودينه ، مكرر بشويند .
ديگر ؛ سكنجبين و كشنير و هليلهء سياه سائيده ناشتا بخورند .
ديگر ؛ مشكك ، قسط « 2 » ، الايچى ، ملهطى ، بآله متساوى بسايد و حبها
هامش
( 1 ) - سيندور : اسرنج ( ع ) . سندر ( ه ) .
( 2 ) - قسط : كوشنه ( فارسى ) . قسطس ( يونانى ) . كت ، كته ، كطه ( هندى ) . ( فرهنگ مير ) . قسط بيخيست شبيه به بيخ لفاح و از نواحى هند خيزد و نباتش مفروش و بيساق و برگش عريض و سه قسم مىباشد يكى شيرين و سبك و سفيد و با عطرّيت و قسط بحرى و عربى نامند و قسمى مايل به سياهى و سبك و ستبر و كم بوى و تلخ او را قسط هندى نامند و قسمى مايل به سرخى و سنگين و در وزن شبيه به چوب شمشاد و خوشبو و بى تلخيست و از مطلق او مراد قسط شيرين است و بهترين او سفيد تازه كرم نخورده است كه اندك زبان را بگزد . ( تحفه )