فصل در بيماريهاى شش چون سرفه و ضيق النفس .
فصل در مزيدات لبن .
فصل در منقصات لبن .
فصل در تدبير پستان كه خرد و سخت و استاده ماند .
فصل در تدبير آنكه اگر زنى كوچك پستان بود و يا اصلًا پستان برنياورده باشد از اين تدبير برآيد .
باب اندر امراض جگر و طحال و پشت و اضلاع و ديگر امراض بادى چون لقوه « 1 » و فالج جهوله و جز آن .
فصل در تسكين اوجاع « 2 » .
فصل در بيماريهاى طحال « 3 » .
فصل در بيماريهاى پشت و درد كمر .
باب در ذكر ادويه كه امراض بادى را مفيد است .
فصل در ادويهء هوك .
باب اندر ادويهء مشتهيه « 4 » و امراض معده و امعاء و مقعد و ذكر ادويهء مسهله « 5 » .
فصل در ادويه كه اشتها آرد و قبض « 6 » گشايد .
دوائى كه اشتها آرد و باه بيفزايد .
فصل در هكهك .
فصل در گوله شكم و آروغ .
فصل در پيچش و اسهال و ايتسار و سنگرهنى .
هامش
( 1 ) - لقوه : علتى است كه اندر عضلههاى چشم و روى افتد ، چشم و ابرو و لب و پوست پيشانى از نهاد طبيعت برگردد . ( فرهنگ مير )
( 2 ) - اوجاع : دردها . وجع : درد
( 3 ) - طحال : به فارسى سپرز گويند . غليظ و كثيف و مولّد سودا و ذرور خون آن كه خشك كرده باشند قاطع نزف الدّم جراحات تازه است . ( تحفه )
( 4 ) - مشتهيه : آنچه تحريك طبع به خواستن غذا كند . ( تحفه )
( 5 ) - مسهل : هر چه اخراج فضول اعضاء از طريق امعاء كند . ( تحفه )
( 6 ) - قبض : يبوست .