كه عبارت است ، از عزم قى دور شود .
ديگر ؛ شاخهاى نرم نيم كه برگ در آن مركوزاست ، در خاكستر گرم اندر نهند ، تا گرم شود پس بسايند و بنوشانند ، هلوك البته دفع شود .
ديگر ؛ برنج ساطهى در آب تر نمايند و آب مذكور بنوشند قى مفرط را كه بعد شرب شراب پديد آمده باشد باز دارد .
ديگر ؛ گل سرخ ، رنگ كه گيروست ، در خاكستر گرم كرده در آب سرد نمايند و اين آب بنوشانند هلوك دور شود .
ديگر ؛ طاط كه از وى شليته و جزآن مىسازند بسوزند و خاكستر وى در آب اندازند و بدارند تا خاكستر فرونشيند و آب خالص شود پس آن آب صافى فرود آورده بنوشند .
ديگر ؛ دريائى كه آن را اطلس گويند سبز رنگ بستانند و بسوزند و خاكستر وى در آب انداخته بنوشانند .
ديگر كه قى باز دارد : دانهء الايچى خرد ، قرنفل ، ناگيسر ، كنول ، گطه ، موته كهيل دهان يعنى ؛ شالى بريان چندن پلپل دراز جمله مساوى كوفته ، بيخته ، بدارند و اندك اندك با شهد و شكر آميخته بنوشانند قى از هر خلط كه باشد باز ايستد .
ديگر كه تهوع و قى دور كند : ريشهاى پوست نارجيل از كارد جدا ساخته مقدارى از آن همراه سه چهار سنگريزه نرم كه در نهرها مىشود و از وى چونه مىسازند در آب بسيار بجوشانند چون نصف بماند فرود آرند و آب را سرد سازند و همين آب بنوشانند كه مجرب است .
ديگر ؛ قى كه بحرارت باشد دور سازد سماق كشنيز خشك و تخم گل
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص١٣٩