فصل در ادويه هوك :
و هوك آنست كه زير پهلو درد خيزد به سبب باد پوست بيخ آكهه تازه يك حصه سجى لوطئه چهارم حصه هر دو را در بول كودك بسايند و بر آنجا طلا سازند و در آفتاب بنشانند و اگر آفتاب نبود ، پاچك دشتى افروزند و بر آن تكميد كنند .
ديگر ؛ هفت عدد ، فلفل گرد در زهرهء گاو انداخته آويزند و در سايه تا سه روز تمام زهره غليظ خواهد شد بر محل علت بمالند و پنبه يك ساله به روى نهاده بندند و تا سه روز نگشايند مجرب است و در جذب وجع بىنظير است .
ديگر ؛ جوز هندى نبات زنجبيل هر سه مساوى بگيرند و بكوبند و نيم دام ، بدهند .
فايده هوك كه با تپ [ تب - م ] باشد ، علاج وى فهميده بايد كرد ؛ زيرا كه استعمال اين ادويه در ذات الجنب و ذات الصدر و الريه مضر است .
ديگر ؛ زفت رومى « 1 » در آفتاب يا بر آتش بگذارند و بر پارچه نهاده بر موضع درد بگذارند كه هر درد را سود دارد به شرطى كه در آنجا ورم نباشد مفيد بود .
باب در ادويه مشتهيه و امراض معده و امعاء و مقعد و ذكر ادويه مسهله
فصل در ادويه كه اشتها آورد و قبض گشايد :
هامش
( 1 ) - زفت رومى : شامل زفت يابس و زفت بحريست و از مطلق او اكثر زفت بحرى مراد است و گويند اسم قنقهن است . ( تحفه ) . زفت قطران ( ف ) . زفت رطب ( ع ) ( لغات فيروزى )