Skip to main content

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — Page 119

Contributors:

P.119
ناگاه چشمش بر من افتاد ، گفت ديدى كه خدمتم را قبول كردند و به منزل مراد رسانيدند .

پند

پدر را نوجوانى گفت روزى * كه از لطف تو ، پندى باشدم بس جوابش اين‌چنين گفت آن كهن‌پير * كه اى در باغ عمرم سروِ « 1 » نورس به خدمت كوش اگر دارى اميدى * كه از خدمت به جايى مىرسد كس
ابن تراب چون اين مقالات دلپذير [ 36 ب ] شنيد بر كمالات خواجه عقيل الدين آفرين كرده فرمود تا شتر در زير بار كشيدند و خود همراه خواجه عقيل الدين سوار شده و متوجّه منزل دويم گرديدند .
Footnote
( 1 ) . اصل : در متن گل نوشته و بالاى آن سرو . طبعا گل زائد است و قلم گرفته نشده .