[ مقدمه مؤلف ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين
اى نام تو قالب عبارت را روح * در راه تو پاى عقل [ و ] دانش مجروح
عمرم همه صرف شرح گرديد و نشد * يك قطعه ز ديوان كمالت مشروح
تعالى الله ! چه قادرى است كه آب [ و ] خاك را با مزاجعت و مزاوجت هم مفتخر ساخته ، صباحى چند در پيشگاه درگاه و در كرياس بارگاه ، وقوف داده تا بر قياسكنندگان واضح و مبرهن دارد كه شىء ناچيز را از شبستان عدم بر فضاى عالم آورده و او را به نداى
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » سربلند از آن جهت ساخته كه الهيت و معبوديت خود را به اشارهء بشارت كنت كنزا مخفيا فاخلقت الخلق ان اعرف از شعشعهء انواريت انسان جلوهگر دارد .
جل شأنه ! چه صانعى است كه اين مشت خاك را به يك دم روحانى چنان لطيف و شعشعانى فرموده كه داراى مقامات
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 » گرديده از اين پايه شرافت و افتخارشان كرده كروبيان به مقام عجز و انكسار درآمده در مقابل خطاب
أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 3 » صداى
لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا
« 4 » آورده مستدعى اذن
يا آدَمُ
هامش
( 1 ) . بقره / 30 .
( 2 ) . بقره / 31 .
( 3 ) . بقره / 31 .
( 4 ) . بقره / 32 .