سيم : آنكه در اين سلسله ترك كسب و كار كردن و روى در بطالت آوردن نمىباشد از جهت آنكه فرمودهاند كه هركسى هر كسب و هنرى كه دارد مىتواند [ 261 ] بندگى كند و آفريدگار خود را عبادت نمايد ، و هركه ترك كسب معيشت نموده طريق عبادت پيش گيرد هرآينه شيرازهء عالم نظام نپذيرد . بارى تعالى ايشان را براى معرفت و عبادت آفريده و به سه چيز محتاج و مفتقر گردانيده است :
اول : اكل و شرب كه قوام بدن با او است .
دوم : لباس و جامه كه ستر عورت و دفع اذيت برودت و حرارت از او است .
سيم : مسكن كه آرام و آسايش و دفع الم باد و باران و غيره به دو است .
اين سه چيز حاصل نمىشود مگر از سه چيز :
اول : به كسب كه او مراتب دارد .
دوم : سرقت كه او هم مراتب دارد .
سيم : طمع و خواهش از مردم كردن كه آن هم مراتب دارد .
به اتفاق عقلا اين دو قسم آخر مذموم و نزد بارى تعالى شوم است . باقى ماند كسب و آن محمود و ستوده است . پس ايشان را لازم است كه به جهت معيشت خود كسبى اختيار كنند و در ضمن آن معرفة الله را حاصل نمايند و باب بندگى بر روى خود گشايند و آيهء
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 1 » دلالت بر مدعا دارد و اگر جذبهاى از جذبات حق كسى را بربايد و از مشاغل دنيوى بيرون آورد آن حكمى است على حده كه در مقام خود حكمش معلوم است و اين طريقه نيز به خلاف بعض طرق درويشان است ، چه كه اكثر ايشان ترك كسب و كار را لازم مىدارند و از مشاغل دنيوى احتراز واجب [ 262 ] شمارند ، و مدار طريقت سلسلهء عليهء نعمة اللهى به ذكر دوام و فكر مستدام بودن و در راه صدق و صفا و متابعت شريعت خاتم انبيا و اطاعت ائمهء هدى بودن و طريق مخالفت نفس و هوا و مجانبت از بدعت پيمودن و با اخوان صفا و اخلاء باوفا صحبت
هامش
( 1 ) . نور / 37 .