جيجيان رود :
در سمت مغرب دولتآباد ملاير و كنار رودخانه واقع از قراى خالصه است . از رودآب مشروب مىشود . سكنه در جلگه در كنار رودخانه سكنى دارند . زراعتش آبى است باغ ندارد . مرتع خوبى دارد . معدن شورهء خوبى در اينجا هست . تا دولتآباد سه فرسنگ است .
جيحون :
استرابن « 1 » كه يكى از جغرافىنگارهاى قديم و در شرح جبل ، اسم او مسطور شد گويد از شطهاى بزرگ كه داخل بحر خزر مىشود يكى اكسوس « 2 » ( جيحون ) است .
آريستوپول « 3 » را عقيده اين است كه گذشته از شطهاى واقعه در هندوستان ، بزرگترين شطهاى آسيا ، اكسوس است و اين شط قابل كشتيرانى است طورى كه از طرف هندوستان به سواحل بحر خزر مال التجاره حمل و نقل مىشود . و جيحون فاصلهء ما بين باكتريان ( بلخ ) و سغديان ( سغد ) سمرقند است . بعد از آنكه مال التجارهء هندوستان به واسطهء اين شط داخل بحر خزر شد به واسطهء شطهاى ديگر كه وصل به درياى سياه است به سواحل قرادنگيز « 4 » موصول مىگردد .
علماى جغرافى و مصنفين عرب و عجم و غيره را در باب جيحون و سرچشمهء آن و بستر و مجراى قديم و جديد اين شط و مصب حاليه و سابق جيحون تحقيقات و بيانات كثيره است و چون از ابتداى نگارش مرآة - البلدان طريقهاى كه ما اختيار نمودهايم اين است كه اغلب قول صاحب معجم البلدان را در شرح هر محلى مقدم بر ساير اقوال ذكر مىنمائيم و بعد به مسطورات سايرين مىپردازيم ، در اينجا يعنى در شرح جيحون نيز طريقه و راه خود را تغيير نداده ابتدا مىكنيم به آنچه ياقوت حموى در معجم البلدان مىنگارد و هو هذا :
لغت جيحون غريبه است و بىجهت بعضى از مصنفين اين لفظ را مأخوذ ازجاج كه به معنى اكال است دانستهاند و مناسبتى كه در اين فقره فرض كرده و گفتهاند اين است كه چون جيحون على الاتصال دو طرف و
هامش
( 1 ) -Strabon( 2 ) -Oxus( 3 ) -Aristobule( 4 ) - قرادنگير به معناى درياى سياه است . دنگيز يا دنيز يعنى دريا .