فرسخ است . از قم كه مىآيند اول منزل تاج خاتون « 1 » مىباشد كه ابتداى بلوك سرداب است . از آنجا داخل بلوك جهرود مىشوند و از طينوح به سياوشان مىروند كه نيمفرسخى آشتيان و بلوك كراب است و در يمين و يسارش بلوك وزوا و بلوك راهگرد است . جهرود قريب سى قريه و مزرعه دارد . دهات معتبر آن طينوح و گيو كه به عقيدهء اهالى گيو گودرز ساخته و ذخاير او در آنجا بوده و دستگرد كه حاكمنشين است و سناوند كه ميرزا - حبيب الله برادر حاجى ميرزا نصر الله گركانى مستوفى در آن عمارت و باغ خوبى ساخته و آباد نموده . و آمره كه اهالى آن از شنيدن لفظ ماست نهايت مشمئز و متغير مىشوند و اگر كسى اين لفظ به زبان آرد و بتوانند او را خيلى اذيت و آزار مىكنند و جهت را كه يقينا خيالى عوامانه است خدا داناست « 2 » . گذشته از اين فقره اهالى بالطبع شرارت دارند چنانكه از بس با هم نزاع كردهاند پريشانحال شده و از آبادى آمره كاسته شده . پيش از اين دويست خانوار بودند آنچه حالا هستند همه صباغ و كاسب مىباشند . با اينكه هواى زمستان در اينجا خيلى سرد است سكنه كرسى نمىگذارند . اين دهكده در يكفرسخى آشتيان و در ميان كوه واقع شده است .
چهريق :
يكى از قلاع خوى مىباشد و مدتى سيد على محمد باب مقتداى طايفهء بابيه كه چهل سال قبل بروز نمود در آن قلعه مأخوذ و موقوف بود و شرح آن در مجلدات قبل نگاشته شده است .
جهك :
از مزارع مؤمنآباد قاينات است . قديم النسق . هوايش معتدل و بلا سكنه مىباشد .
جهك :
از مزارع در ميان قاينات قديم النسق و حالا باير است .
هامش
( 1 ) - متن : خواتون .
( 2 ) - در خصوص اين دهات و وضع اجتماعى و طبيعى آنها رجوع شود به كتاب « شرح زندگانى من » تأليف ميرزا عبد الله خان مستوفى گركانى كه پسر همين حاجى ميرزا نصر الله بوده . ( ج 1 ص 473 - 480 )