طرفكان . آزادوار . قزل . مارش « 2 » . لارمه . عباسآباد . خدا شاه . سامعان سردسير و مشروب از قنات . كهنه كوهپايه آبش از قنات و غيره . دستوران كوهپايه آبش از چشمه . شهرستانه آبش از رودآب . ايلدرآباد . انداده .
زورآباد . كماليان . خيرآباد . اسماعيلآباد گرمسير و مشروب از آب قنات .
صالحآباد و غيرها .
جوين در خلافت عثمان بن عفان در سال سى و يكم هجرت به دست عبد الله بن عامر مفتوح گرديد .
در استيلاى مغول جبهنويان كه از طرف چنگيز خان ، سلطان محمد خوارزمشاه را تعاقب مىنمود از جوين به مازندران رفت و سوبدا بهادر را كه همراه او بود از جوين به طرف طوس فرستاد .
در سنهء هفتصد و شصت و سه امير حاجى برلاس و امير تيمور گوركان كه قبول خدمت تغلق تمور خان چنگيزى را نموده بودند از او خائف شده به طرف خراسان فرار كردند . امير حاجى برلاس در جوين در قريهء خوراسيابه دست جمعى مقتول شد و امير تيمور مجددا به ماوراء النهر قبول خدمت خان مغول را نموده اعتبارى يافت .
معارف جوين
يكى موسى بن عباس بن محمد بن عمران الجوينى النيشابورى است كه از جملهء رجال و در آزادوار سكنى داشته . به شام و مصر سفر كرده و از شاگردهاى زكرياى اعرج بوده . محدث و پيرو طريقهء مسلم بن حجاج .
وفات او در جوين در سنهء سيصد و بيست و سه .
يكى ديگر ابو محمد عبد الله بن يوسف كه از ائمهء نيشابور و پدر ابو المعالى جوينى است و در سنهء چهارصد و سى و چهار در نيشابور درگذشته .
يكى ديگر امام ابو المعالى عبد الملك جوينى است كه ابن خلكان شرح حال او را در « وفيات الاعيان » نگاشته . كتاب « نهاية المطلب » در مذهب شافعى و كتاب « شامل » در عقيدهء اشعريان و كتاب ديگر موسوم به « ارشاد » از تصانيف او است . فوت او در ربيع الآخر سال چهارصد و هشتاد و هشت در شهر نيشابور اتفاق افتاده .
ديگر از معارف جوين خواجه شمس الدين محمد است كه به استيفاى
هامش
( 2 ) - شايد : ماروس .