جومند :
اسم قلعهاى بوده است . در قومس و بعضى جومندر و جوزمندر هم نوشتهاند .
جومه :
صاحب معجم البلدان گويد جومه اولا شهرى است در فارس . ثانيا قصبهاى است در حلب .
جوند :
از قراى طبس مسنا قديم النسق . آبش از قنات . شصت خانوار سكنه دارد .
جوهر :
اسم قريهاى است در طارم قديم النسق . محصولش غله و صيفىكارى هم دارد . دو رود كوچك از جنبين قريه جارى است كه زراعت قريه را مشروب مىكند . سكنهاش هفتاد خانوار . مزرعهاى دارد مشهور به شيخ - حسنلو كه آباد كردهء مرحوم شيخ صفى اردبيلى است . هواى قريه و مزرعه گرم مىباشد .
جوهركان :
از مزارع طبس مسنا ، آبش از چاه ، قديم النسق و بلا سكنه است .
جوى خان :
صاحب معجم البلدان از ابو سعد نقل قول كرده گويد جوى خان قصبهاى است در فارس .
جوى كال :
از مزارع چناران زعفرانلو مىباشد .
جويم :
صاحب معجم البلدان گويد جويم شهر و رستاقى است در فارس كه آن را جويم ابى احمد نيز مىنامند . وسعت خاكش ده فرسخ است و كوهها بر آن احاطه كرده نخلستان و باغات زياد دارد . آب خوردن سكنه از آبانبار است . ليكن در نزديكى بازار نهرى جارى است .
نگارنده گويد جويم و بيدشهر اسم بلوكى است ميانهء جهرم و لارستان فى ما بين جنوب و مشرق شيراز به مسافت سى و شش فرسخ واقع