انداخت و شهر جور را بساخت . اين شهر به بزرگى و عظمت اصطخر است .
باروى معتبر و چهار دروازه دارد . در مركز شهر در روى يك مسطحهاى بنائى عالى نموده كه اعراب طربال و عجم ايوان مىنامند و آن هم از بناهاى اردشير و آنقدر مرتفع است كه طرف اعلاى آن بر تمام شهر و حوالى مشرف مىباشد . در طرف روبرو بالاى كوه نهرى جارى و تعبيه كرده بود كه از اين نهر آب به آتشكدهاى كه در بالاى مسطحه داير نموده مىآمد .
حالا بناهاى روى مسطحه خراب است و مصالح آن را در جاهاى ديگر كار كردهاند .
نيز اصطخرى گويد شهر جور نهايت متنزه و يك فرسخ زياده دور شهر همه عمارات و باغات و بساتين است . مسافت اين شهر تا شيراز بيست فرسخ مىباشد . در جور گل سرخى هست ممتاز موسوم به جورى كه كمال خوبى را دارد . رنگ آن روشن و سرخ و سرى شاعر « 1 » در حالتى كه مدعى بر اين شده كه خالدى « 2 » بسيارى از اشعار او را سرقت نموده گويد :
قد انست العالم غاراته * فى الشعر غارات المغاوير
اثكلنى عند قواف غدت * ابهى من الغيد المغاطير
اطيب ريح من نسيم الصبا * جاءت بريا الورد من جور
اما تسخير عساكر اسلام اين شهر را : احمد بن يحيى بن جابر از قول جمعى از فضلا نقل كرده گويد جيش عرب مكرر به اين شهر يورش برده و به مقصود نرسيدند تا اينكه برحسب اتفاق عبد الله بن عامر آن را متصرف شد .
تبيين آنكه روزى يك نفر مسلمان نماز مىخواند و در پهلوى
هامش
( 1 ) - ظاهرا منظور سرى بن احمد بن سرى الكندى الرفاء الموصلى شاعر معروف عرب است متوفى در حدود سال 360 .
( 2 ) - شايد ابو بكر محمد بن هاشم بن وعله معروف به خالدى باشد به مناسبت نام مولدش قريهء خالده از قراى موصل . متوفى در حدود 400 ه .