جنز رود :
نيز به عقيدهء صاحب معجم البلدان اولا قصبهاى است نزديك نيشابور .
ثانيا شهرى است از كرمان . مسافت آن تا سيرجان و بردسير سه روزه راه است .
جنزه :
نيز ياقوت گويد عوامانه جنزه را گنجه هم مىگويند و آن اولا شهرى است معتبر در خاك اران ما بين شيروان و آذربايجان در شانزده فرسخى بردعه واقع . اهالى را جنزوى مىگويند . ثانيا به عقيدهء ابن فقيه شهرى است در خاك كابل . نگارنده گويد شرح گنجه در حرف گاف بيايد ان شاء الله تعالى .
جنفد :
از قراى سبزوار است . هوايش ييلاق و زراعتش از آب رودخانه و حالا خراب است .
جنقان :
صاحب معجم البلدان گويد جنقان محلى است در فارس و مخفى نماند كه اين جنقان غير از جنقان اخشهء خوارزم است .
جنگستان :
قريهاى است از توابع ماهان كرمان .
جنگل :
از مزارع كوهستان بلوك زرند كرمان است .
جنگلده :
از قراى استراباد است اربابى . از آب رودخانهء سرخ محله مشروب مىشود . اهالى در سياه مركو كه در دهنهء كوه واقع است ييلاق مىنمايند .
جمعيت اين قريه سيصد و شصت نفر است .
جنوجرد :
به عقيدهء ياقوت حموى جنوجرد قصبهء بزرگى است در پنجفرسخى مرو و قوافل كه از مرو به نيشابور مىروند منزل اولشان در جنوجرد است من در سال ششصد و چهارده از آنجا گذشتم و چنين به خاطرم مىآيد كه جنوجرد بازارى وسيع و خانههاى قشنگ و مسجدى بزرگ و باغات دارد .