تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2237

مساهمون:

ص٢٢٣٧
تيرى بر دهان رسيده و دو دندان او از بيخ برآمده باوجود اين زخم ، خصم خود را به دست آورده و سرش از تن جدا كرده پيش حضرت صاحبقران آورد . آن حضرت بر جلادت او آفرين كرده موضع گاو كراج را به رسم سيورغال به او ارزانى داشت و قلعه درون را به جنگ گرفته كوتوال آن را به ياسا رسانيدند و به راه چلاون و دهستان از آب گرگان گذشته در نواحى كبودجامه و شاسمان نزول فرمود .

جلاوند :

به عقيدهء صاحب معجم البلدان قصبه‌اى است نزديك قم .

چلتووشنديز :

از قراى ورامين طهران است .

جلخ‌باقان :

به عقيدهء صاحب معجم البلدان قصبهء خاك مرو است .

جلختجان :

نيز به عقيدهء صاحب معجم البلدان قصبه‌اى است در پنج‌فرسخى مرو .

جلدك :

از مزارع و قراى ميان ولايت مشهد مقدس و مسافت آن تا شهر دو فرسنگ زراعتش از آب قنات مشروب مىشود . هوايش معتدل . جلدكى حكيم فاضل كيميائى صاحب كتب و مصنفات مشهور در علم صنعت و كيميا ظاهرا منسوب به اين قريه باشد و از مصنفات او « زراعة الذهب فى شرح - المكتسب » و شرح متعدده بر ديوان شذور الذهب حكيم ابو الحسن اندلسى و « نتايج الفكر فى فحص عن احوال الحجر » و « بدر المنير فى قانون طلب الاكسير » و « شمس المنير فى طرح الاكسير » و « مصباح فى علم - المفتاح » و « برهان فى علم الميزان » و « سر المكنون فى شرح رسالة بيون » و شروح و رسايل ديگر است .

جلزجند :

اسم قريه‌اى است از قراى بلوك فرح‌رود فيروزكوه مازندران .

جلفا :

دو موضع را جلفا مىنامند : يكى محلى است در ساحل رود ارس كه جزء نخجوان محسوب مىشود و جلفاى حقيقى همان است و الآن هم به