همينقدر اشاره مىنمايد كه بعد از او سلطنت كرد . ثانيا نظر داريم به آنچه فردوسى در شاهنامه ذكر كرده در موقعى كه افراسياب نوذر را به چنگ آورد و دستگير نمود چنانكه فرمايد :
نظم
بزد گردن نوذر تاجدار * تنش را به خاك اندر افكند خوار
ز پيش دهستان سوى رى كشيد * از اسبان به رنج و به تك خوى كشيد
ز توران بيامد به ايران زمين * جهانى درآورد زير نگين
كلاه كيانى به سر برنهاد * به دينار دادن در اندر گشاد
به شاهى نشست اندر ايران زمين * سرى پر ز جنگ و دلى پر ز كين
( الى آخره )
بعد از آن آربيان « 14 » ( زو ) بيست و دو سال سلطنت كرد . بعد آرته « 15 » ( گرشاسب ) چهل سال . و در سلطنت آرته جنگ عظيمى فى ما بين او و طايفهء كادوس كه در گيلانات در محلى كه حالا طوالش ساكناند سكنى داشته درگرفت و تفصيل اين واقعه از قرار ذيل است :
پارسونده « 16 » ( فرخنده ) نام كه اصلا پارسى و نهايت جوانمرد و رشيد و عالىهمت بود و بلانهايت طرف ميل و التفات و مشاورهء پادشاه بلكه غالب امور بىصلاح و صوابديد او نمىگذشت و در حقيقت سمت وزارت داشت ، به جهتى از جهات ، سر از خدمت گرشاسب برتافت و به واسطهء نسبتى كه با يكى از رؤساى طايفهء كادوس داشت با سه هزار پياده
هامش
( 14 ) -Arbianes( 15 ) -Arties( 16 ) - در تاريخ ايران باستان ( حسن پيرنيا مشير الدوله ، كتاب اول ص 212 ) اين نام پارسده آمدهParsode.