و از همدان تا طاق سعيد يك منزل و تا خوارب يك منزل . و از كرج تا جراناباد يك منزل و تا اتبعه « 30 » يك منزل و تا گلپايگان يك منزل و تا قنوان يك مرحله و تا مرج و زهر يك منزل و تا سارمين « 31 » دو بريد و تا ارميران « 32 » دو مرحله و تا يهوديهء اصفهان نصف منزل .
اين بود اقوال صاحب احسن التقاسيم در جبل .
مسعودى كه در سنهء سيصد و سى و دو كتاب مروج الذهب را تأليف نموده گويد : عمر بن الخطاب بعد از فتح بلاد عجم به بعضى از حكما نوشت كه تفصيل آب و هواى بلاد مفتوحه را براى او بنويسند . در باب جبال چنين جواب به او رسيد : در بلاد جبال آب و هوا بنيه را قوى و اعضا و اركان را قويم و محكم نمايد . اما عقل و شعور را ضعيف و انسان را پليد كند و شخص را كثيف و پليد سازد . آدمى را به غايت خرف و طبيعت را از اعتدال منحرف نمايد و يكى ديگر از خواص آن اين است كه سوء خلق آورد . چرا كه در زمينش سلامتى است مخصوص . اما هوا غليظ است و كلية براى مزاج هوائى نامساعد و ناسازگار مىباشد .
نيز مسعودى از آنجا كه بابل وطن مألوف او بوده از آن توصيف كرده گويد اين مملكت كه طرف و محل ميل سلاطين ايران بوده غالبا زمستان را در آنجا به سر مىبردهاند و تابستان را در جبل مىگذرانيدهاند . ابو دلف عجلى هم تابستان را در جبل و زمستان را در عراق به سر مىبرده و بدين منوال ييلاق و قشلاق مىكرده و خود او گفته است :
و انى امرء كسروى الفعال * اصيف الجبال و اشتو العراق
و در تعيين بلاد اين مملكت مسعودى گفته است : جبال عبارت است از دينور و نهاوند و همدان و ماسبذان و آذربايجان و اين جمله در فصل چهلم مروج الذهب است .
ادريسى كه در سنهء پانصد و چهل و هشت كتاب نزهة المشتاق فى - الاختراق الآفاق را براى روژر « 33 » پادشاه سيسيل ايطاليا نوشته شرحى
هامش
( 30 ) - ايضا : ابتعه .
( 31 ) - ايضا : ماربين .
( 32 ) - ايضا : اذميران .
( 33 ) -Roger