بقيهء منازعه ما بين برزيل و انگليس به واسطهء ندادن ترضيهء دولت برزيل انگليس را در قتل و نهب اهالى كشتى موسوم به پرنس دگال « 12 » كه در سواحل برزيل طوفانى شده بود . قطع مراوده ما بين برزيل و انگليس و حكم قراردادن دولتين مذكور پادشاه بلجيك را و حق دادن پادشاه بلجيك به دولت برزيل .
برزيل :
بروز وباى سخت در اغلب ممالك برزيل .
پرتوغال :
ترك قتل مقصرين ؛ يعنى دولت از اين به بعد اشخاصى را كه واجب القتل هستند به قتل نمىرساند بلكه به جاى كشتن ، حبس مؤبد مىكند .
چين :
شانپائو سردار چينى كه با ياغيها در جنگ بود متهم به اين شد كه شكستى كه يافته است از راه خيانت بوده و باوجود خدمات چندين ساله كه به دولت كرده بود او را محبوس نمودند و حكمى به او صادر شد كه در حبس خود را بكشد . بعد از صدور اين حكم او خود را بهدست خود كشت .
بنياد يك كليساى كاتوليكى در شهر كانتون .
دانمارك :
در دانمارك وليعهد آندولت فردريك فرديناند ، عموى پادشاه ، بدون وارث فوت مىكند ، و به فاصلهء چندى پادشاه دانمارك فردريك هفتم ، به سن پنجاه و پنج سالگى ، نيز وفات مىنمايد . كريستيان نهم « 13 » كه از اقوام دو پادشاه مزبور بود به جاى او جلوس مىكند . پادشاه تازه چهل و پنج سال داشت . يكى از صباياى ايشان زوجهء نواب وليعهد دولت انگليس است و پسر بزرگ ايشان ژرژ اول پادشاه يونان مىشود .
شورشى در ايالت هلستن كه مجزا از دانمارك بشود . دولتين پروس و اطريش هفت روز به دانمارك مهلت مىدهند كه عساكرى كه بهجهت
هامش
( 12 ) -Princedegalles( 13 ) -CharistianIX