روز هفتم به تماشاى كنشت و پير خيبر توجه فرمودند .
روز هشتم و نهم ، اردوى كيوان شكوه در عماديه متوقف بود .
روز دهم ، از عماديه انتهاض و بهطرف كرمانشهان توجه فرموده در بالاى تپهء مشهور به تپهء فتحعلى خان تماشاى شهر را كه در كمال خوبى نمايان است نموده بعدها تشريففرماى ماهىدشت شدند . شرح جغرافيائى كرمانشهان و توابع در محل خود بيايد ان شاء الله تعالى . از عماديه به ماهىدشت پنج فرسخ و از شهر كرمانشاه تا ماهىدشت چهار فرسخ مىباشد .
روز يازدهم ، هارونآباد منزلگاه اردوى معلى گرديد . راه شش فرسخ بود . فوج و سوارهء كلهر نزديكى هارونآباد سر راه ايستاده بودند . روز دوازدهم در هارونآباد اتراق شد . روز سيزدهم تشريففرماى كرند شدند . راه پنج فرسنگ بود . روز چهاردهم در كرند اطراق شد .
روز پانزدهم پاى طاق به مقدم مبارك مزين آمد . راه شش فرسنگ بود .
روز شانزدهم در قرابلاغ كه نيم فرسخ بالاتر از پل ذهاب است نزول اجلال فرمودند .
روز هفدهم ، دراين محل اطراق شد .
روز هيجدهم ، تشريففرماى قصر شيرين گرديدند . مظفر الدوله - پاشاخان كه با صد سوار مكرى از آذربايجان آمده دراين محل به خاكپاى مبارك مشرف گرديد . نواب اقبال الدولهء هندى كه در بغداد سكنى گرفته به استقبال موكب همايون آمده دراينروز به اردوى معلى پيوست .
روز نوزدهم و بيستم ، در قصر شيرين اطراق شد . از قرابلاغ تا قصر شيرين پنج فرسخ است .
روز بيست و يكم ، تشريففرماى خانقين شدند . طبقات نوكر در اينروز عموما در لباس رسمى بودند . در بين راه ، در محلهء موسوم به مردآزما ، اردوئى كه از جانب دولت عثمانى با هرگونه تشريفات شايان مأمور به استقبال و پذيرائى موكب همايون بود نمودار شد . اين اردو مركب بود از يك دسته سوارهنظام كه چفيه « 4 » و عقال عربى به سر
هامش
( 4 ) - چفيه صورت عوامانهء « كوفيه » است به معناى چارقدى رنگين از كتان يا ابريشم كه مردان بر سر مىنهند بهطورى كه دو گوشهء آن بر دوش افتد و دو گوشه بر پيشانى و سپس عقال ( سربند ) را روى آن مىاندازند . اين رسم بيشتر در ميان وهابيان و قبايل بدوى معمول است . رجوع شود به لغتنامه دهخدا ذيل « كوفيه » . در مورد عقال هم در فرهنگ معين آمده است « رشتهاى كه تازيان دور سر بندند » .