منصب سرتيپى فوج نصارى را به حسن خان پسر حاجى بيجن خان مرحمت كردند .
ماليات قپان بلدهء سبزوار را به كلى بخشيدند .
روز دوشنبه هفتم شعبان موكب همايون به عزم توقف چند روزه به ييلاق امامه كه از قراى لواسان مىباشد تشريففرما گرديدند .
نواب و الا اردشير ميرزا « 16 » را حكومت دارالخلافهء باهره دادند .
ميرزا موسى وزير دارالخلافه است . مرض و با در دارالخلافه بروز كرده است . روز سهشنبه هشتم دو ساعت به غروب مانده سيلى از كوهستان شميران جارى و از قنات مهركرد داخل ارگ و از قنات سنگلج داخل محله سنگلج گرديد . اما قبل از آن كه به جائى خرابى كلى رساند او را گردانيده به خندق انداختند . چندروز بعد باز سيلى آمده اما خرابى نرساند .
شب چهارشنبه بيستوپنجم رجب در شيراز زلزلهء سختى شده و خرابى زياد رسانيده . به اين معنى كه صداى زمين كه از زلزله مسموع مىشد مثل صداى رعد و صداى خراب شدن ديوارها مزيد آن گرديده طورى اين زلزله شدت داشت كه بعضى خانهها از جاى خود كنده شده و به جاى آن آب متعفنى پديد آمده تا چند روز مردم به بيرون آوردن نعشها مشغول بوده تقريبا زياده از دوازده هزار نفر تلف شدهاند .
صاحبمنصبان و آحاد و افراد قشونى كه به همراهى عبد الله خان ميرپنجه در فتح قلاع كيج و مكران بلوچستان رشادتى كرده بودند هريك به فراخور استحقاق به نشان و انعام و خلعت همايون سرافراز شدند .
چون قاسم آقا ياور فوج قديم كرمان ابواب جمعى امامعلى خان سرهنگ دراين مقدمه مقتول شده بود على اكبر خان را به جاى او منصب ياورى دادند .
در يزد يك روز سه ساعت به غروب مانده بادى از سمت شمال وزيده ابتدا زرد رنگ و بعد سرخ و بعد سياه گشته و هوا را چنان تاريك نموده كه هيچكس جائى و كسى را نمىديده در بازارها چراغ روشن كردند و
هامش
( 16 ) - اردشير ميرزا كه بعدها لقب ركن الدوله يافت ، پسر نهم عباس ميرزا نايب - السلطنه بود . وى مردى اديب و شاعر بود و « آگاه » تخلص مىكرد .