تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1137

مساهمون:

ص١١٣٧
فرض عين و وسيله فوز و فلاح و عين مصلحت و صلاح دانسته ملا شيخعلى كه خود را حضرت عظيم مىخواند و سرمنشأ فتنه بود ، علما و فضلا او را به سزاى خود رسانيده و باقى را چاكران دربار و اصناف و كسبه و تجار مقتول و به دارالبوار فرستادند « 4 » و مژدهء سلامتى وجود مسعود مبارك را عاجلا چاپاران به اصقاع بلاد ممالك محروسه رسانيدند و براى آن كه ذات ملكوتى صفات همايون از اين فتنه و خطر محروس ماند عموم اهالى ايران جشنها گرفتند و شهرها را آئين بسته چراغان كردند و زبان حال جمله از قول مؤلف بدين بيت لطيف كه از كريمهء كلام الله مجيد اقتباسى منيف است رطب اللسان آمد :
يريد المشركون ليطفؤها * و يأبى الله الا ان يشاء
« 5 » بسيارى از سواره و افواج حكم شد حاضر ركاب اعلى شوند و اسب و اسلحهء آنها را با رسيد مواجب شش‌ماهه رسيدگى نمايند . چون مجددا محمد ولى خان بيگلربيگى و حكمران استراباد و حمزه خان انزانى در تدمير تراكمهء طاغيه شهامت و جلادتى نموده بودند ، بيگلربيگى به يك ثوب جبهء ترمه مخلع و حمزه خان به اعطاى يك قبضه شمشير يراق طلا سرافراز شده . روز عيد قربان سلام عام منعقد و عموم خدم و حشم و غيره به زيارت جمال مهر مثال مقدس فايز گرديدند . مهدى خان صاحب جمع وجوه خارجه ده عراده كالسكهء چهار اسبهء خوب به اتمام رسانيده و محض كرايه است و هركس هرجا بخواهد برود ساعتى يك قران كرايه مىدهد .
هامش
( 4 ) - هريك از اصناف متناسب حرفه و اسباب كار خويش آن جماعت را به زجر و شكنجهء تمام كشتند . شرح اين ماجرى را در كتاب نيكولا به نام « سيد على محمد ملقب به باب » و كتاب « ملل و نحل در آسياى مركزى » كنت دوگوبينو مىتوان يافت و نيز رجوع شود به كتاب « فتنهء باب » متضمن شرح حال و دعوت باب از كتاب المتنبئين اعتضاد السلطنه همراه با توضيحات و تعليقات به قلم عبد الحسين نوائى . ( 5 ) - مأخوذ از آيهء شريفهءيُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ( توبه 32 ) و آيهيُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ( الصف 7 ) .