ارشت و تاشفين [ ا ث ] « 60 » :
دو مزرعهاى است حاصلخيز از اعمال قزوين و مسافت اين دو تا قزوين سه فرسخ است . از عجايب ارشت و تاشفين اين است كه در ارشت آهن صلاحيت دارد كه از او آلات و ادوات سازند بهعكس تاشفين و در تاشفين خمرهء صباغى خيلى خوب و بهعكس در ارشت كه صلاحيت اين كار را پيدا نمىكند و در تاشفين آهنگر نيست . چنانكه در ارشت نيز صباغ نيست و اين معروف است و مردم همهجا اطلاع دارند .
ارشق [ مع - مر ] :
كوهى است در خاك مغان از نواحى آذربايجان نزد بذشهر بابك خرمى .
ارغنداب « 61 » :
نام رودخانه و آبادى است ميانهء عراق عجم و آذربايجان .
ارغيان [ مع - مر ] :
الكهاى است در نواحى نيشابور . گويند مشتمل است بر هفتاد و يك قريه و دار الحكومهء آن داونيز است « 62 » .
ارقانيا [ مع - مر ] :
درياى خزر را اسامى عديده است كه در محل خود مذكور است .
ابو ريحان گويد ارسطو درياى خزر را ارقانيا ناميده .
ارك [ مر ] :
اسم است براى ابنيهء عاليهاى كه در زرنج شهر سجستان است ميانهء دروازهء كركويه و دروازهء بيشك « 63 » ، خراب بود عمرو ليث صفارى
هامش
( 60 ) - تاشفين را در هيچجا نيافتم ولى آرشت در جزء بخش قاقزان قزوين وجود دارد .
( 61 ) - مقايسه شود با ازگنداب ( سرزمينهاى خلافت شرقيه ص 369 ) اما آن ازگنداب در ميانهء عراق عجم و آذربايجان نيست .
( 62 ) - شهر جاجرم را « ارغيان » نيز مىگويند و كلمهء ارغيان بهطور اخص نام روستاى آن است ( سرزمينهاى خلافت شرقيه ص 418 ) .
( 63 ) - بيشك ظاهرا همان شهر زاوه است . دروازهء بيشك سيستان دروازهاى بوده كه راهيان شهر زاوه از آن دروازه بيرون مىرفتند .