ديگر معجم البلدان ياقوت گفته است ميان سوق الاربعاء « 29 » و عسكر مكرم شش فرسخ است . مسجد جامع هرجا ذكر شود مقصود مسجد بزرگى است كه از هر جاى شهر مردم بدان مسجد آيند نه مسجد كوچك محله .
اربق [ مع ] :
بعضى اربق و اربك نيز گفتهاند ، اما اربك غير از اربق « 30 » است و بعد از همين لفظ ذكر آن بيايد .
بالجمله اربق از نواحى رامهرمز است كه در خوزستان مىباشد .
ابو الحسن محمد بن على بن مضر الكاتب در كتاب المفاوضه نوشته است كه حكايت كرد مرا قاضى ابو الحسن احمد بن الحسن الاربقى در اربق . يكى از اجلهء فضلاء و قاضى اربق كه در ماه رمضان در اين شهر امامت داشته است گفت وقتى يكى از جفاكاران عجم حكمرانى اربق يافت و جماعتى دور او جمع شدند كه به من حسد مىبردند و كراهت داشتند از مقدم بودن من و به سعايت ايشان منصب قضا را از من گرفت و خواست خطابت و امامت را نيز بگيرد ، مردم شوريده و مسلمانان مساعدت نكردند . من به او اين ابيات نوشتم :
شعر
قل للذين تألبوا و تحزبوا * قد طبت نفسا عن ولاية اربق
هبنى صدرت عن القضاء تعديا * ء اصدعن حذقى به و تحققى
و عن الفصاحة و النزاهه و النهى * خلقا خصصت به و فضل المنطق
اربك [ مع ] :
شهرى و ناحيهاى است از اهواز صاحب قرى و مزارع و در آن قرى و مزارع پلى است كه ذكر آن در غزوات اوايل اسلام مىشود . لشكر اسلام اربك را در عهد خليفهء دويم در سنهء هفده هجرى به سردارى
هامش
( 29 ) - سوق الاربعاء ( چهارشنبه بازار ) در مجاورت سوق بحر ، در مشرق دجيل و در ساحل رودخانهاى كه شهر را به دو محله قسمت مىكرد و آن دو محله را پلى چوبى بههم متصل مىساخت جاى داشت ( سرزمينهاى خلافت شرقى لسترنج ، ترجمهء محمود عرفان ) ص 261 .
( 30 ) - اربق يا اربك از بخشهاى رامهرمز بوده . ياقوت ، اربق و اربك را دو جاى مختلف دانسته ( معجم البلدان ج 1 ص 171 ) . پل اربق ( اربك ) سر راه رامهرمز به اهواز بوده ( خوزستان و كهكيلويه تأليف احمد اقتدارى ص 179 ) . اعتماد السلطنه با اتكاء به معجم - البلدان ، اربق و اربك را از هم جدا كرده .