است . و اين آمل را آمو و آمويه نيز نامند .
آباده [ مع ] :
شهر كوچكى است در فارس . قلعهء محكمى دارد . از رودخانهء كر مشروب مىشود . حاصلش گندم و انگور است . اين شهر با چند قريهء تابع آن سالى بيست و پنج هزار و پانصد دينار به ديوان مىدهند .
صاحب تقويم البلدان گويد : دو نهر است كه كر ناميده مىشود :
يكى عظيمتر و آن ميانهء آذربايجان و اران واقع و به منزلهء حد است كه از كوه باب الابواب ( دربند ) ابتدا مىكند و به بحر خزر مىريزد . ديگرى نهرى است در فارس .
آباده شهر كوچكى است . هوايش معتدل است . مواضع بىشمار از توابع آنجاست . عسل آباده زياد است .
مؤلف گويد : آباده از آباديهاى بزرگ ما بين اصفهان و شيراز است .
تا اصفهان تقريبا از سى فرسخ كمى متجاوز و تا شيراز از چهل فرسخ قليلى بيشتر است . خرابهء زياد در اطراف اين آبادى موجود است كه دليل بر آبادانى قديم آنجاست . در سمت شمال شيراز و طرف نقطهء ما بين جنوب و غرب اصفهان واقع شده . در قديم قلعهاى در آنجا بوده از قرار تقرير بعضى از مسافرين فرنگى كه در آنجا سفر كردهاند ، الحال بيشتر سكنهء آباده در ميان همان قلعه منزل دارند و جمعيت آنها زياده از پنج هزار است .
ميوهخانهء شيراز و اصفهان آباده است . باغاتش زياد و انواع و اقسام فواكه آنجا به عمل مىآيد ( معلوم مىشود آن وقت باغاتش بيش از حالا بوده ) .
صنعت مخصوص اهالى آنجا قاشقسازى است كه از چوب مىسازند و در صفحات اصفهان و شيراز معروف و متداول است . اين قاشقها منبت و بسيار نفيس و قد بعضى از آنها سهچارك است . اين طرز منبتكارى در هيچجاى فرنگستان نيست . حتى در سويس و آلمان هم كه اين حرفه داير است به اين درجه و كاملى نيست . علاوه بر قاشق ، جعبههاى بسيار خوب چوبى ساخته و منبت مىنمايند .
ابان [ مع ] :
شهر كوچكى است در كرمان در حوالى روذان ( رودان ) .
ابرشتويم [ مع - مر ] :
كوهى است نزديك بذ در خاك مغان آذربايجان . بابك خرمى كه