به اين مناسبت به نظم آوردم .
رباعى
گويند قديم آوه شهرى بوده است * جارى در وى بزرگ نهرى بوده است
هركس كه درين شهر نموده است وطن * شك نيست كه مستوجب قهرى بوده است
آجنقان [ مع ] :
قريهاى است نزديك سرخس . مولد ابو الفضل محمد بن عبد الواحد - الاجنقانى . عراقيان آجنگان گويند .
آخر :
اولا قصبهاى است در ناحيهء دهستان ما بين گرگان و خوارزم .
بعضى او را از جمله قراء دهستان دانستهاند . ثانيا دهكدهاى است در حوالى دامغان در نه فرسخى سمنان .
آديو خان [ مع ] :
يكى از قراى نهاوند است .
آران :
مؤلف گويد دهى است در كاشان . شاردن فرانسوى در سفرنامهء خود گويد در زمان صفويه دو هزار خانوار در اين دهكده ساكن بودند و چندين كارخانهء حريربافى و زرىبافى داشته و از اين دو هزار خانوار ، هزارش عملهجات كارخانجات بودند . باغات زياد نيز داشته .
آزادان [ مع ] :
يا ازادان : اولا يكى از دهات هرات است . ثانيا نام قريهاى است نزديك شهر اصفهان . مؤلف گويد قريهاى الحال بههمين اسم و رسم در اصفهان ، آباد است .
آزاذوار [ مع - مر ] :
ازادوار : شهر كوچكى است در اول خاك جوين از طرف قومس .
ولى از اعمال نيشابور محسوب مىشود . بعضى از اهل فن آن را شهر بزرگ جوين خواندهاند . ابراهيم بن عبد الرحمن بن سهل آزاذى ( ازادى ) كه ابو موسى كنيهء او بوده منسوب به اين محل است .
آزر [ مع ] :
محلى است ما بين اهواز و رامهرمز .